تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
گناهشان را بر گردنشان انداختم و ننگ كارشان را بر خودشان افكندم « 1 » . دور باد قوم ستمگر و بريده باد گوش و دماغشان ! واى بر ايشان ، جانشينى پيامبر را از جايگاهش كندند و از پايگاه رسالت دورش كردند ؛ از كوههاى بلند و استوار خاندان پيامبر ، از جايگاه پيامبرى و از محلّ نزول وحى ، از آنان كه به امر دنيا و دين عارف‌اند . همانا اين زيانى آشكار است « 2 » مگر چه ايرادى به ابو الحسن داشتند ؟ ! آرى ، خوش نداشتند از على برندگى شمشيرش را ، سخت لگدكوب كردنشان را ، به سخت كيفر دادن در كارهايش را ، و سخت‌گيرىاش را در راه خدا . اينها باعث دشمنى آنان با على شد . اگر دورى نمىكردند از بند ريسمانى كه پيامبر به او سپرده بود ، آنان را به نرمى مىراند [ يعنى حكومتى ملايم مىداشت ] ، چنان‌كه بينى شتر حكومت مجروح نمىشد و سوارش به شدّت تكان نمىخورد . [ يعنى در همه حال در راحتى بودند ] « 3 » . و آنان را به آبشخورى گوارا وارد مىكرد كه آب از دو سوى آن لبريز بود ، و درهاى بركات زمين و آسمان بر آنان باز مىشد . [ امّا ، حال كه چنين نشد ] خداوند آنان را به آنچه كرده‌اند مؤاخذه و عقاب خواهد كرد « 4 » .
هامش
( 1 ) . فقبحا لفلول الحدّ و اللعب بعد الجد و خور القناة و خطل الرّأى . لا جرم لقد قلّدتهم ربقتها و شننت عليهم عارها . ( 2 ) . فجدعا و عقرا و سحقا للقوم الظّالمين . ويحهم ، انّى زخزحوها عن رواسي الرّسالة و قواعد النبوّة و مهبط الوحى و الطّبين بامر الدّنيا و الدّين . الا ذلك هو الخسران المبين . ( 3 ) . و ما نقموا من ابى الحسن ؟ ما نقموا و اللّه منه الّا نكير سيفه و شدّة وطئه و نكال وقعته و تنمّره في ذات اللّه . و اللّه لو تكافّوا عن زمام نبذه رسول اللّه ( ص ) اليه لاعتلقه و لساربهم سيرا سجحا لا يكلم خشاشه و لا يتعتع راكبه . ( 4 ) . و لاوردهم منهلا نميرا فضفاضا ، تطفح ضفّتاه ، قد تحيّر بهم الرّى ، و لفتحت عليهم -
سقيفه ( بررسى نحوه شكل گيرى حكومت پس از رحلت پيامبر ) ( فارسى ) — صفحة 138 | السيد مرتضى العسكري / مهدى دشتى