موضوع خوددارى على ( ع ) و همراهان وى از بيعت با ابو بكر و بست نشستن آنان در خانهء فاطمه ( س ) ، در كتابهاى سيره ، تاريخ ، صحاح و مسانيد ، ادب ، كلام و شرح حال رجال و معاريف ، به حد تواتر روايت شده است ؛ و ترديدى در صحّت آن نيست . ولى چون نويسندگان كتابهاى مزبور خوش نداشتند از همهء اتفاقاتى كه بين متحصّنان و حزب پيروز رخ داده است پرده بردارند ، به جز آن مقدار كه ناخودآگاه از قلمشان تراوش كرده است ، چيزى به دست ندادهاند .
اكنون ، نمونهاى از همين مقدار را كه سخن بلاذرى دربارهء اين رويداد مهمّ تاريخى است مىآوريم :
هنگامى كه على ( ع ) زير بار بيعت با ابو بكر نرفت ، ابو بكر به عمر بن خطاب فرمان داد كه او ( على ) را گرچه به زور ، در محضر وى حاضر كند ! عمر فرمان برد و در نتيجه بين او و على ( ع ) سخنانى ردّ و بدل شد تا اينكه على ( ع ) به او گفت : شتر خلافت را خوب بدوش كه نيم آن سهم تو خواهد بود ! به خداى سوگند ، جوشوخروشى كه امروز براى حكومت ابو بكر مىزنى ، فقط براى آن است كه فردا تو را بر ديگران مقدّم دارد و خلافت را به تو بسپارد « 1 » .
هامش
- كردهاند اين چند نفر از بيعت با ابو بكر سر باز زده ، و در خانهء فاطمه ( س ) متحصّن شدند . بعضى از اين مصادر كه نام چند نفر از كسانى كه براى بيعت با على ( ع ) در خانهء حضرت زهرا ( س ) اجتماع كرده بودند ، ياد كردهاند ، عبارتند از : الرياض النضرة 1 / 167 ؛ تاريخ الخميس 1 / 188 ؛ ابن عبد ربّه 3 / 64 ؛ تاريخ ابى الفداء 1 / 156 ؛ ابن شحنه در حاشيهء كامل ابن اثير 11 / 112 ؛ جوهرى ، بنابر روايت ابن ابى الحديد 2 / 130 - 134 ؛ السيرة الحلبيّة 3 / 394 و 397 .
( 1 ) . انساب الاشراف 1 / 587 .