تحقيق دربارهء مسيحيت
1 . آقاى سهيل آذرى اصولًا با بحث دربارهء انجيل و تعليمات مسيحيت سخت مخالف هستند و آن را مجادلات دينى مربوط به قرون وسطى و نخستين سالهاى پس از آغاز جنبش اصلاحات دينى و انقلاب پروتستان مىدانند . . . .
در صورتى كه بررسى و تحقيق دربارهء تاريخ اديان ، كتب مقدسه ، پيامبران و چگونگى تعليمات آنها ، يكى از رشتههاى وسيع علوم در عصر ماست و اين مسائل حتى در دانشگاههاى بزرگ دنيا نيز رسماً تدريس مىشوند .
اهميت و ارزشى كه اين مباحث دارند ، باعث شده كه صدها مسيحى غربى و مستشرق اروپايى و آمريكايى ، ساليان دراز دربارهء اسلام يا مذاهب ديگر به مطالعه و تحقيق بپردازند و محصول زحمات خود را نيز به زبانهاى زندهء دنيا ترجمه و چاپ كنند .
چنانكه در مقدمهء آقاى مهندس بازرگان خوانديم در همين دوران علم و تمدن ، هر سال از مهد علم و تمدن مطالعات و تحقيقات جديدى به عمل مىآيد كه با استفادهاز آزادى افكار ، بسيارى از پردهها را بالا مىزند و چهرهء كريه و ننگين آن گروه از پدران روحانى را كه با اعمال غرض و تعصب ، خواستهاند حقايق را وارونه جلوه دهند ( و به قول برناردشاو - نويسندهء انگليسى - تصوير معكوسى از پيامبر اسلام ترسيم كنند ) آن طور كه هست نشان مىدهد .
ما اصولًا معتقديم كه براى شناخت حقيقت و ماهيت مكاتب اجتماعى و مذاهب بايد تعليمات و ايدههاى آنها را مورد بررسى قرار داد و به وضوح و روشنى در دسترس عامه نهاد تا با مقايسهء آنها با يكديگر ، حقجويان و مردمان باانصاف ، حق را از باطل تشخيص دهند و راه زندگى خود را انتخاب كنند .
روى اين اصل ، نه تنها دو سه موضوع ، بلكه همهء موضوعات و تعليمات و افكار