در قبال اين كوششها ، ما كه مسئوليت حفظ و تبليغ رسالت جهانى اسلام و تربيت نسل جوان و سرگردان را به عهده داريم ، چه كردهايم و چه مىكنيم ؟ آيا دانشگاه ملى و دبيرستان ساختهايم ؟ بيمارستان و كودكستان و درمانگاه تأسيس كردهايم ؟ از دانشجويان شهرستانها مانند كشيشان در خانههاى خود پذيرايى نمودهايم ؟ نشريات گوناگون منتشر ساختهايم ؟ نمىدانم ولى تا اين اندازه مىتوانم بگويم كه تعداد نشريات ما در زمينهء مسيحيت در مقابل صدها نشريهء فارسى ارزانقيمت و مجانى آنان ، شايد اصولًا قابل ذكر نباشد و اگر كتابى هم چاپ شده ، از نظر چاپ و كيفيت بحث با روشهاى دوران دقيانوس و عهد بوق بيشتر سازگارى دارد تا دنياى ما و قرن تبليغات . . . و از نظر مركز نشر كتاب هم فكر نمىكنم كه ما در سراسر ايران ، مركزى مثل ساختمان پنجاه هزار دلارى « سازمان انتشارات نور جهان » مسيحيان در تهران داشته باشيم . . . .
* * * نكتهء ديگرى كه اشاره بدان ضرورى است ، آن است كه مسيحيان با همهء كوششهاى پيگير و دامنهدار خود ، يكدهم نتيجهاى را كه انتظار دارند به دست نمىآورند و هرگز هم به دست نخواهند آورد ، زيرا مسيحيت براى روزگار و عصر علم و تمدن و دنياى تسخير فضا و موشكهاى كيهانپيما و قرن ايدئولوژىها و مكتبهاى فكرى و عقيدتى نو نمىتواند قابل قبول باشد و به قول آقاى مهندسبازرگان ، مسيحيت « براى امروز كاملًا ناقص مىباشد و نقص دين مانع رشد آن شده و در عالم ديانت منجر به شرك و در عالم سياست منتهى به جنگ گشته است . » « 1 » ولى اين امر هرگز مجوز آن نيست كه ما ساكت بمانيم ، بلكه مىبايست با نشر
هامش
( 1 ) . مهدى بازرگان ، مذهب در اروپا ، ص 20 - 21 .