را مؤثر و مقصر در عقبافتادگى شرق مىدانند ، داد . « 1 »
پس چه مانعى دارد - و بلكه خيلى دير هم شده و ما تقصيركاريم - همانطور كه آنها قرون متمادى است راجع به مذهب و كتب دينى ما مطالعه و اظهارنظر مىنمايند ، ما هم راجع به يكى از وجوه زندگى اروپايىها كه مذهبشان است ، محققانه بررسى نماييم ، شايد نزديكى بيشترى حاصل شود .
اگر آنها كتاب ما را قبول ندارند ، ما كه بنا به عقيدهء مذهبى و امر صريح قرآن ، ايمان به پيغمبر و كتاب آسمانى تحريفنشدهء آنها داريم : « إِنَّ هذا لَفِى الصُّحُفِ الأُولى * صُحُفِ إِبْراهِيمَ وَمُوسى » . « 2 » به اين ترتيب ، هم تحقيق علمى كردهايم و هم تكميل مبانى ايمانى و اخلاقى .
اما از جهت نظرى و دينى مسئله ، كه آن هم غامض و دقيق مىباشد ، اين است كه براى يك مسلمان قرآنخوان ، اتخاذ نظريه مطلق سادهء قاطع درباره اهل كتاب ، كارى حقيقتاً مشكل است و احتياج به تفحص و تعمق زياد دارد . « 3 »
مهدى بازرگان
آذر 1335 ، تهران
هامش
( 1 ) . ر . ك : مقالهء نگارنده ، مجلهء اسلاميك ريويو( Islamic Reveiw )، چاپ لندن ، مورّخهء 1951 ميلادى ، تحت عنوان :The Ceases of the Decline and Decadence of Islamic Nations( 2 ) . اعلى ، آيات 18 - 19 .
( 3 ) . اين بحث كه به تناسب ديگرى نوشته شده بود ، با مختصرى تلخيص - با اجازهء آقاى مهندس بازرگان - به مناسبت موضوع بحث در چاپهاى نخستين كتاب نقل شده بود كه عيناً براى استفادهء علاقمندان در اين چاپ نيز آورده شد .