نيز بايد حسرتزده و دلباخته آنها باشيم ، به حدى كه كمكم دارد وجه قياس و اميد تشابه گم مىشود .
ولى مذهب اروپايىها - كه خيلى بيشتر از ما پاىبند به آن هستند و در ميان دانشمندان و ادارهكنندگان اجتماع آنها رواج كامل دارد - از مخترعات قرن بيستم و نوزدهم نيست ، كاملًا قديمى و بلكه قديمىتر از مذهب اسلام ماست . منشأ و مبدأ آن از ساحل تايمز يا خليج مكزيك نمىباشد ، از مشرق و از ميان سرزمينى است كه دين ما را به دنيا داده است .
بنابراين ، از اين بابت خيال خواننده راحت باشد . مؤلف معظم در موضوعى كه از اختصاصات و اختراعات مغربزمين و خارج از دايره صلاحيت شرق باشد ، وارد نمىشود .
* * * ضمناً تقصير عقبافتادگى خودمان را به گردن اسلام نيندازيم . دينى كه اروپايىها در عصر طلايى دوران تمدنِ خود دارند ، يادگار ايام تاريك قرون وسطى است .
روزى كه مسيحيت به اروپا رفت ، گرچه قسمتى از امپراتورى روم را به لحاظ اخلاقى و اجتماعى نجات داد و تا اندازهاى آتش ستمگرىها و خودخواهىها و اختلاف عجيب طبقات را فرونشاند ، ولى موجد و مولد تمدن نگرديد و تمدن يونان و روم اهميت و عظمت خود را حفظ كرد .
مسيحيت تقارن با تجدد و توحش آنها داشته است و لازم و ملزوم وضع تفوق حاضر مغربزمين نمىباشد ، در صورتى كه اسلام در روزهايى كه زياد از سرچشمه دور نشده و صورت و معنايش تا اندازهاى به هم شبيه بودند ، در مدت بسيار كوتاهى مولد و موجد يك تمدن بسيار درخشان عظيم گرديد و خاصيت زنده و سازندهبودن خود را عملًا به ثبوت رسانيد و قبلًا جواب دندانشكن به بعضى كوتهنظران ، كه اسلام
التوضيح في بيان ما هو الانجيل ومن هو المسيح (پژوهشى درباره انجيل و مسيح) (فارسى) — صفحة 28
مساهمون: الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء
ص٢٨