اى كاش شما نيز داستان اقانيم ثلاثه را به آن تفسير مىكرديد تا بلكه ادعاى اقانيم خود را به نحوى ثابت مىنموديد و با توجيه وجيهى نزاع و اختلاف را بر طرف مىساختيد .
اما افسوس كه شما راه ديگرى رفتهايد و باب هرگونه توجيه و تفسير عاقلانهاى را بستهايد . در هر صورت ، من فكر مىكنم كه شما دست به عيب ديگران نزنيد كه شايد اشتباه آنها بر طرف و عيب خود شما برملا گردد .
البته صحت آنچه شما در المشرق دربارهء انحطاط ملل و فساد اخلاق و انحراف اديان و نشر خرافات قبل از مسيح نگاشتهايد ، جاى ترديد نيست ، ولى همهء آن شواهد فقط اثبات مىكند كه جهان نيازمند مصلحى است و هرگز هدف اصلى نويسنده را - كه اثبات خدا بودن مسيح است - تأمين نمىكند ، زيرا اگر آن همه مفاسد ، زمينهء احتياج به مصلح جهانى براى دور ريختن خرافات و تزكيهء اخلاق را آماده ساخت و مصلحى آمد و حكمت و غرض اصلى عالم خلقت روشن گرديد ، اينها براى آن است كه براى بشر اتمام حجت شده باشد و راه نجات از راه ضلال ، مشخص گردد ، ولى هيچكدام از اين مفاسد و آمدن مصلح و . . . مربوط به خدا بودن مسيح نيست و نتيجهء اين مقدمات چنين نخواهد بود كه « عيسى مسيح ، خدا بود . »
مجلهء المشرق پس از آنكه تاريخ اديان و خرافات مذاهب باطل را به تفصيل منعكس ساخته و آخرين كشف علمى و نظريهء جديد را در اثبات الوهيت مسيح بيان داشته ( كه به آن اشاره شد ) مىنويسد : « اين آراى فاسد ، اشاره به ظهور مسيح و رمز خدايى وى مىباشد . » سپس پدر روحانى در توضيح مطلب خود چنين ادامه مىدهد :
« چون هند و ايران نزديك به مهبط وحى اول بودند و اكثر آنان معتقد بودند كه سرزمين آنان جايگاه بهشت عدن است » ، اگر به رسوم و عادات و آداب آنان مراجعه كنيم ، درك مىكنيم كه در مطالب خود جملات صريحى دربارهء هبوطِ جنس بشر نقل نموده و مىنويسد : « اين بشر گرفتار شد و به دست خداى مهربان نجات يافت . »
وى در المشرق دربارهء عقايد هند مىنويسد : « هنديان معتقد بودند كه مارى به نام
التوضيح في بيان ما هو الانجيل ومن هو المسيح (پژوهشى درباره انجيل و مسيح) (فارسى) — صفحة 148
مساهمون: الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء
ص١٤٨