تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 717

مساهمون:

ص٧١٧

باب سىام [ سعايت عبد الله بن محمد از امام و نامه حضرت به متوكل ]

سبب احضار امام هادى عليه السّلام به سامراء اين بود كه عبد اللّه بن محمّد در مدينه امام جماعت و فرمانده امور جنگى بود از امام نزد متوكل شكايت كرد و نيتش آزار رساندن به امام بود امام وقتى فهميد نامه‌اى به متوكل نوشته و متوكل را از نيت عبد اللّه بن محمّد باخبر ساخت و او را دروغگو خواند . متوكل بعد از خواندن نامه امام حضرت را به بهترين نحو به سامرا دعوت كرد . متن نامه متوكل اين‌چنين بوده : به نام خداوند بخشنده مهربان اما بعد ، امير المؤمنين از قدر و منزلت تو باخبر است و به حقوق تو احترام مىگذارد و آرزو دارد خدا امور تو را به خير و صلاح رساند و راحتى و آسايش را براى تو و بستگانت فراهم سازد و ما از نوشتن اين نامه غرضى جز رضايت خدا نداريم ، امير چنان در نظر دارد كه عبد اللّه بن محمّد را به خاطر توهينى كه به شما كرده از امامت جماعت مدينه و امور رزمى عزل نمايم زيرا مىدانيم شما در گفتار و كردار خود راست و درستيد و شخصيت شما عالىتر از آنست كه او به شما نسبت داده ، ما محمّد بن فضل را به جاى او قرار داده و به او دستور داديم به شما احترام كند تا بدينوسيله به خدا و امير تقرب جويد . و امير به ديدار شما اشتياق دارد و آرزو دارد جمالتان را ببيند اگر مايليد خود و افراد مورد علاقه خود را با اطمينان خاطر هروقت مايل بوديد به سفر آوريد اختيار با شماست با خدا هم در اين باره مشورت نماييد زيرا امير به شما ارادت دارد آنقدر كه به نزديكان خود ندارد سلام و رحمت خدا بر شما باد . اين نامه كه به امام رسيد اسباب سفر مهيا كرده به اتفاق يحيى بن هرثمه به سامرا عزيمت كرد چون وارد شهر سامرا شد ، متوكل به جاى استقبال از او خود را مخفى كرده بود حضرت به ناچار در كاروانسرايى كه محل بىكسان بود وارد شد و يكروز آنجا بود تا متوكل شرمنده شده و منزلى براى امام آماده كرد و حضرت آنجا تشريف بردند . صالح بن سعيد مىگويد : روز ورود امام به سامرا به خدمت ايشان رسيده و عرض كردم : آشنايان بدتر از غريبه‌ها درصدد هستند كه نور الهى را خاموش سازند و در بىحرمتى شما بكوشند تا بالاخره شما را در روز ورود ، به كاروانسراى بىكسان جاى دادند .