تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١
شده كه اى كاش اطلاع نمىدادم زيرا ممكن است آب مسمومى بياورند طولى نكشيد غلام ظرف آبى آورد به امام داد حضرت متوجه من شد لبخندى زد مقدارى نوشيد و به من داد من نيز خوردم مدتى طولانى خدمت امام بودم مجددا تشنه شدم امام آب طلبيد ابتدا خودش ميل نمود سپس به من داد ، بعدها محمّد هاشمى به محمّد بن حمزه گفت : بعد از جريان فهميدم امام شيعيان از دل‌هاى مردم خبر دارد . 5 - مطرفى مىگويد بعد از شهادت امام رضا عليه السّلام من چهار هزار درهم از او طلبكار بودم كه تنها من و امام رضا عليه السّلام اين مطلب را مىدانستيم ، بعد از شهادت امام رضا عليه السّلام امام جواد عليه السّلام مرا خواست و فرمود : شما از پدرم چهار هزار درهم طلبكارى ؟ عرض كردم : بلى حضرت از زير سجاده دينارهايى به ارزش چهار هزار درهم به من پرداختند . 6 - معلى بن محمّد گويد بعد از شهادت امام رضا عليه السّلام فرزندش جواد عليه السّلام را ديدم و خواستم او را كاملا بررسى كنم تا براى ياران خود توصيف نمايم امام همانجا نشست و فرمود : اى معلى ، دليل اثبات نبوت همان دليل اثبات امام است و فرمود : و ما به او نبوت را در حال كودكى او بخشيديم . 7 - داود جعفرى گويد : خدمت امام رسيدم در حالى كه سه نامه داشتم كه علامتى نداشت كه مربوط به چه كسى است و من نگران بودم حضرت نامه‌ها را گرفت و فرمود : اين نامه براى ريان بن شبيب است و نامه دوم براى فلان شخص و سومى براى فلان شخص ديگر سپس سه دينار دادند و فرمود : اين را به پسر عمويم بده او از تو مىخواهد كه وى را به يك پيشه در جهت خريد كالا معرفى كنى تو نيز معرفى كن ، داود جعفرى گويد وقتى با پسر عموى امام ملاقات كردم او دقيقا همان تقاضا را كرد و من او را به پيشه‌ورى معرفى كردم . 8 - داود جعفرى گويد زمانى كه خواستم به ملاقات امام بروم ساربانى از من درخواست كرد به امام بگويم او را در امور كارها با كارگزاران حضرتش شريك كنند ، گفت خدمت امام رسيدم در حالى كه حضرت غذا ميل مىفرمود ، و به من فرمود : اى ابا هاشم بخور و از آن چه ميل مىكردند جلوى من گذاشتند و بدون اينكه چيزى بگويم حضرت به غلام خود فرمود : كه ساربانيكه با داود آمده مورد توجه قرار داده و او را در انجام امور شريك كند . 9 - داود مىگويد : با امام جواد عليه السّلام به يكى از باغها رفتيم ، عرض كردم : من خيلى گلها را دوست دارم و مىخورم با اينكه مىدانم براى سلامتى مضر است شما دعا كنيد خدا محبت گل را از من دور كند حضرت جواب نداد بعد از سه روز به من فرمود : خدا محبت گل را از تو برداشت و مىگويد : بعد از اين ماجرا از هيچ چيز به اندازه گل بدم نمىآمد . اخبار در اين باره فراوان است و ما به همين مقدار كفايت مىكنيم .