مراكبى است كه حد وسط را داراست و بهترين كارها حد وسط است .
هنگامى كه رشيد وارد مدينه شد به اتفاق همراهيان به زيارت مرقد نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله رفت و در حالى كه مقدم بر سايرين بود ، گفت : سلام بر تو اى رسول خدا ، سلام بر تو اى پسر عمو ، ابو الحسن در آن هنگام وارد شدند و فرمودند : سلام بر تو اى رسول خدا و سلام بر تو اى پدر بزرگوار ، در آن هنگام رنگ صورت رشيد تغيير كرد و كينهء حضرت را به دل گرفت .
محمّد بن حسن در مكه مكرمه در حضور رشيد از حضرت ابو الحسن عليه السّلام پرسيد محرم مىتواند از سايه محملش استفاده كند ؟
فرمودند : در حال اختيار جايز نيست ، باز پرسيد مىتواند در حال اختيار از زير سايه باغها حركت نمايد ؟
فرمودند : آرى ، محمّد بن حسن كه از دستورات اسلامى اطلاعى نداشت خنديد ، حضرت فرمودند : آيا از سنت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و آله تعجب مىكنى و به تمسخر مىگيرى با آنكه نبى اكرم روپوش كجاوهاش را در حال احرام كنار زدند و خود با حال اختيار از زير سايبانها عبور مىكرد و بايد بدانى احكام خداوند قياس نيست و كسى كه بعضى احكام را بر بعضى قياس كند در گمراهى است و در آن هنگام محمّد سكوت كرد و جواب نداد .
اهل سنت روايات بسيارى از ابو الحسن عليه السّلام نقل كردهاند و قبلا بيان كرديم كه حضرت را فردى داناتر از اهل زمانش و باخبرتر به كتاب الهى مىدانستند و مىگويند : كتاب خدا را با صوت نيكو تلاوت و در آن هنگام گريه مىكردند .
و حاضرين كه هم حضور داشتند مىگريستند و مردم مدينه او را زين المجتهدين مىخواندن و چون خشم خود را فرو مىبرد و از كار ستمگران ناراحت نمىشد چنانچه در زندان رحلت كردند او را كاظم مىناميدند .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 641
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٦٤١