تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣

باب هجدهم سبب وفات حضرت ابو الحسن و اخبار در مورد علت دستگيرى و كشتن آن حضرت به دست هارون الرشيد

پيرمردهاى راويان گفته‌اند : علت آنكه هارون الرشيد حضرت را دستگير و زندانى كرد آن بود كه رشيد ، فرزندش را تحت تربيت جعفر بن محمّد بن اشعث قرار داد ، يحيى برمكى بر او حسد كرد و با خود گفت : هر گاه زادهء هارون كه تحت سرپرستى اوست رشد كند و به مقام خلافت رسد اين مقام را از من و فرزندانم مىگيرد و به جعفر و فرزندانش مىرسد و به همين مناسبت درصدد حيله‌اى برآمد تا او را از اين سرپرستى عزل نمايد . جعفر از كسانى بود كه ابو الحسن را امام مىدانست و به امامت او ايمان داشت و يحيى كه از اين ماجرا باخبر بود فرصتى مناسب بدست آورد و طرح دوستى با او برقرار كرد و دائما در خانه او رفت و آمد مىكرد تا از احوال او باخبر شود ، در نتيجه تمام اسرار و حرف‌هاى كه خود درست كرده بود به هارون مىرسانيد تا اينكه جعفر را از چشم هارون انداخت . روزى يحيى به يكى از معتمدان خود گفت آيا يكى از آل ابى طالب كه تهىدست و بيچاره هست سراغ دارى ؟ او را معرفى كن تا نيازهاى او را برآورم ؟ او ( معتمد ) على بن اسماعيل برادرزادهء موسى بن جعفر عليه السّلام را معرفى كرد ، يحيى از اين موقعيت استفاده كرد و پولى براى او فرستاد . و على بن اسماعيل برادرزادهء حضرت ابو الحسن بود و به او مأنوس بود و به او كمك مىكرد . يحيى براى پيش بردن غرض خود مالى براى او فرستاد و او را تشويق كرد به درگاه هارون بيايد كه تو را به مقام خواهد رسانيد و على بن اسماعيل كه حيله مقام و رياست را در فكر خود جاى داده بود راهى بغداد شد . حضرت از ماجراى او باخبر شد او را احضار كرد و فرمود : به كجا سفر مىكنى ؟ گفت : سفرى به بغداد مىروم ، حضرت پرسيد : هدف تو از اين سفر چيست ؟ گفت : قرض دارم شايد به اين وسيله قرضم را اداء كنم و هزينه زندگى فراهم سازم ، حضرت فرمود : قرضت را من مىدهم و زندگيت را اداره