تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 567

مساهمون:

ص٥٦٧
و وقتى اين تفسير به راى پسر مقاتل را به ابى زرعه گفتم متعجب شد و وقتى كه تفسير امام باقر عليه السّلام را براى ابى زرعه گفتم او گفت : بله اين تفسير صحيح است و آن حضرت راست گفته است و به جان خودش قسم خورد كه امام باقر عليه السّلام از بزرگترين علماء مىباشد . امام باقر عليه السّلام اخبارى از پيشينان و گذشتگان و انبياء و پيامبران نقل كرده است . و مغازى از امام باقر عليه السّلام نقل شده است و از ايشان سنت‌هاى زيادى به جا مانده است . از آن حضرت مناسك حجى را كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله روايت شده تبعيت مىكردند . و از آن حضرت تفسيرى از قرآن نوشته‌اند و از ايشان شيعه و سنى اخبارى را روايت كرده‌اند و با اهل نظر و آراء مناظره مىكردند و خيلى از مردم علم كلام را از آن حضرت ياد گرفتند . 5 - عبد الرحمن زهرى گفت : سالى هشام بن عبد الملك با غلام خود سالم به حج رفت در مسجد بيت الحرام وارد شد در حالى كه امام باقر عليه السّلام نيز به حج مشرف شده و در مسجد الحرام نشسته بودند ، وقتى كه امام باقر را ديدند ، سالم خواست كه امام باقر عليه السّلام را براى هشام معرفى كند و هشام گفت اين همان است كه اهل عراق از علم او حيران و سردرگم هستند ، سالم گفت : بله ، هشام گفت : پس از او سوال كن كه وقتى كه مردم در قيامت محشور مىشوند و هنوز به حساب آنها رسيدگى نشده آنها چه مىخورند و چه مىآشامند ، سالم خدمت امام باقر عليه السّلام آمد و اين سوال را پرسيد ، امام عليه السّلام جواب دادند مردم در آن زمان در سرزمين پاكى محشور شوند و از نهرهايى كه در آن روان است به اندازهء نياز مىخورند و مىآشامند تا به حساب آنها رسيدگى شود . سالم جواب امام عليه السّلام را به هشام رساند و هشام با شنيدن آن خوشحال شد و گمان كرد بر امام عليه السّلام غالب شده است سپس از سالم خواست از امام بپرسد : در روز قيامت كه همه در حال اضطراب هستند چگونه فكر خوردن و آشاميدن مىباشند ؟ ! امام عليه السّلام براى جواب به هشام اين آيه از قرآن از سوره اعراف را بيان كردند كه خداوند مىفرمايد :
« أَفِيضُوا عَلَيْنا مِنَ الْماءِ أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ »
و فرمودند : جهنميان در همان سختيها و عذابها از خوردن و آشاميدن غافل نمىشوند و از بهشتيان درخواست آنچه را كه خداوند به آنها افاضه كرده است مىكنند . پس هشام با شنيدن اين جواب ساكت شد و ديگر كلامى بيان نكرد . 6 - نافع بن ازرق ميگويد : نزد امام باقر عليه السّلام شرفياب شدم براى مسائلى چند از حلال و حرام ، حضرت در طى پاسخ‌هاى خود فرمودند : اى نافع از خوارج سوال كن كه چرا به كشتن حضرت على عليه السّلام اقدام كرديد و مردم را از نعمت وجود او محروم كرديد ؟ در حالى كه شما مردمانى بوديد كه جان‌هاى خود را در راه او فدا مىكرديد و خود را مطيع و فرمانبردار او مىدانستيد و اعتقاد داشتيد براى رسيدن به خدا راهش فقط يارى كردن به آن حضرت بوده است . پس آنها مىگويند علت برگشت ما از آن حضرت اين بود كه او در دين خدا حكم قرار داده بود ، پاسخ بده‌اى نافع كه حضرت عمل بىسابقه مرتكب نشده و خداوند در شريعت اسلامى دستور داده براى رفع اختلاف دو نفر ، شخصى را بعنوان مصلح ما بين آنها قرار دهيد چنانچه مىفرمايد : « اگر از