اختلاف زوجين بيم داريد داورى از خانواده مرد و داورى ديگر از طرف خانواده زن برگزينيد اگر خواهان اصلاح باشند خدا آن دو را براى رسيدن به هدف موفق مىگرداند كه خدا دانا و آگاه است » .
همانطور كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله سعد بن معاذ را در بين بنى قريظه حكم قرار داد و به او فرمود اى معاذ :
طبق دستور خدا در بين آن قبيله حكومت كن آيا فراموش كردهايد كه آن روزى كه امير المؤمنين عليه السّلام حكمين را قبول كرد و شرط كرد كه حكم داوران در صورتى نافذ خواهد بود كه به حكم خدا داورى كنند و هر گاه معلوم شود بر خلاف حكم خدا تجاوز كردهاند حكم آنها اعتبار نخواهد داشت .
اى نافع بگو در پاسخ آنهايى كه اين اعتراض را بر لب داشتند كه چگونه ممكن است دو نفر از دو گروه مخالف ، بر طبق سليقههاى شخصى خود سرنوشت مسلمانان را به دست بگيرند ، حضرت على عليه السّلام فرمودند : ما هرگز اشخاصى را حاكم قرار نداديم بلكه قرآن را در ميان خود حاكم ساختيم .
اكنون بايد معلوم شود خوارج چگونه گمراهى حضرت على عليه السّلام را ثابت مىكنند و مىگويند : حضرت راه گمراهى را پيموده در حالى كه حضرت على عليه السّلام تمام جوانب كار را كاملا مواظب بود چنانچه دستور داد طبق دستور و حكم قرآن نظر دهند و الا مورد اعتبار نخواهد بود ، آرى آنها راهى براى اثبات كلامشان ندارند در حالى كه بدعت را در دين خدا به جاى ميگذارند و به آن بزرگوار هم تهمت مىزدند .
نافع در پايان گفتار امام باقر عليه السّلام گفت : قسم به خدا تا به حال چنين سخنى را از كسى نشنيدهام و به قلبم هم خطور نكرده و حق همين است .
7 - علماء روايت كردهاند كه عمرو بن عبيد ، مىگويد : به حضور ابو جعفر شرفياب شدم و براى آزمايش آن حضرت سوالى طرح كردم كه معناى رتق و فتق در آيه قرآن كه مىفرمايد :
« آيا كافران نديدهاند كه آسمانها و زمين بسته بودند و ما آنها را گشوديم » مراد چيست ؟ حضرت فرمودند : مراد اين است كه آسمان بسته بود يعنى باران از آن نمىباريد و زمين بسته بود كه گياه از آن نمىروئيد .
عمرو كه از همه طرف درهاى اعتراض را بر روى خود بسته ديد سخنى نگفت و از محضر آن حضرت خارج گشت . باز شرفياب شده در محضر آن حضرت و عرض كرد جانم فداى تو منظور غضب و خشم خدا در اين آيه كه مىفرمايد : و هر كسى كه به غضب من مبتلا شود هلاك مىگردد » مراد چيست ؟ حضرت فرمودند : مراد از غضب ، عذاب پروردگار است .
آن حضرت با آن مقام فضيلت و دانش و بزرگوارى و رياست و امامتى كه داشت به عام و خاص مردم اكرام و احترام مىگذاشت با اينكه نان خور بسيار داشت همه را از سفرهء احسان خودش بهرهمند مىساخت و به همين احسان و كرم و سخاوت نسبت به ديگران شهرت داشت .
8 - حسن به كثير مىگويد : به حضور ابو جعفر شرفياب شدم از گرفتارى و آزار برادرانم شكايت كردم .
حضرت فرمود : « بد برادرى است آن برادرى كه در هنگام توانايى همواره يار و انيس باشد و
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 569
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٦٩