1 - عبد اللّه بن عطامكى مىگويد : علماء و دانشمندان را در مقابل امام باقر عليه السّلام كوچك مىديدم و حكم بن عقبه با همهء عظمت علمىاش در مقابل امام باقر عليه السّلام مثل بچه و شاگردى در حضور استاد و معلم خود مىباشد .
روش جابر بن يزيد جعفى در بيان حديث آن حضرت اين بود كه وقتى حديثى از امام باقر عليه السّلام نقل مىكرد مىگفت : براى من وصى اوصياء و وارث علوم انبياء محمّد بن على بن الحسين عليه السّلام اين حديث را بيان كرد .
2 - قيس مىگويد : از ابا اسحاق سبيعى در مورد مسح كردن بر روى كفش سوال كردم . گفت : مردم را ديدم كه همينگونه مسح مىكردند تا اينكه يك مردى از بنى هاشم را ديدم كه مثل او را هرگز نديده بودم ايشان محمّد بن على بن الحسين عليه السّلام بردند و از آن حضرت همين مسئله را سوال كردم و جواب دادند كه بر روى كفش مسح نكن و فرمودند : امير المومنين على عليه السّلام اين گونه مسح نمىكردند .
و آن حضرت مىفرمودند دستور خداوند در قرآن در مورد مسح ، مقدم بر نظر مردم است . و ابو اسحاق مىگويد : از آن زمانى كه امام باقر عليه السّلام مرا از اين گونه مسح كردن نهى فرمودند تا به حال اين گونه مسح نكردهام . و قيس بن ربيع نيز مىگويد : من هم از آن زمانى كه مرا نهى كردى به آن طريق مسح نمىكنم .
3 - امام صادق عليه السّلام فرمودند : كه محمّد بن منكدر گفت : مثل على بن الحسين عليه السّلام در فضل كسى را نديدم كه بتواند جانشين ايشان باشد تا اين كه فرزندش امام باقر عليه السّلام را ديدم و خواستم او را موعظه كنم ولى آن حضرت مرا موعظه فرمودند . پس ياران محمّد از او پرسيدند كه جريان از چه قرار است و آن پند و موعظه چه بود ؟ !
محمّد گفت : در يكى از روزهاى گرم امام باقر عليه السّلام را در اطراف مدينه ديدم كه با كمك چند غلام در حال كار و فعاليت بودند و با خود گفتم كه ايشان كه از بزرگان عرب مىباشد بايد اين گونه خود را مشغول كار و مال دنيا آن هم در چنين هواى گرمى بكند . عرض كردم : شما چه حالى داريد اگر در همين لحظات مرگ شما فرا برسد ، ايشان جواب قاطعى با اين بيان فرمودند :
كه اگر به خدا در اين حال مرگ من فرا برسد من در طاعتى از اطاعتهاى خداوند متعال مىباشم به خاطر اينكه مىخواهم از تو و ديگر مردم بىنياز باشم و دست نياز به غير خدا دراز نكنم .
بله آن وقتى بايد از مرگ بترسم كه در حال انجام معصيتى از معاصى خداوند تعالى باشم . محمّد مىگويد خدا شما را رحمت كند من مىخواستم شما را موعظه كنم كه شما چنان مرا موعظه كرديد كه من متحول شدم .
4 - معاويه دهنى مىگويد : امام باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه قرآن : از اهل ذكر بپرسيد اگر نمىدانيد ، مىفرمايد : منظور از اهل ذكر ما اهل بيت هستيم ، و شيخ رازى گفت : از محمّد بن مقاتل پرسيدم كه منظور از « اهل ذكر » چه كسانى هستند ؟ كه او تفسير به رأى كرد و از خودش نظر داد و گفت : منظور همه علماء هستند .
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 565
مساهمون: الشيخ المفيد
ص٥٦٥