تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 509

مساهمون:

ص٥٠٩
امام حسين حمله كردند و يك ساعت جنگ تن به تن ادامه داشت و در نتيجه مسلم بن عوسجه يار فداكار امام حسين از پاى درآمد و ياران عمرو به محل خود برگشتند ، پس از آنكه گرد و غبار نشست معلوم شد مسلم ، آسيب ديده و به زمين افتاده است . امام حسين در حالى كه مسلم هنوز رمقى در بدن داشت به بالاى سر او آمد براى او آمرزش طلبيد و اين آيه را خواند : مردان راستگو و وفادار از دنيا رفتند و بعضى هنوز در انتظار مرگند و تغيير و تبديلى در كارشان ندادند . پس از اين ، حبيب ابن مظاهر بالاى سر او آمد و گفت : مرگ تو برايم بسيار گران است ، الان به تو مژده بهشت مىدهم ، مسلم گفت خدا تو را مژده خير دهد ، حبيب گفت : من مىدانم كه به اين زودى به تو ملحق مىشوم و الا حاضر بودم هر گونه وصيتى داشته باشى آن را كاملا انجام دهم . در همين وقت لشگر عمر سعد دوباره به طرف امام حمله كرد ، اين بار شمر بن ذى الجوشن سرپرستى لشگر كوفه را داشت ، دلاوران امام استوار و محكم بودند و آماده جنگ با دشمن شدند و از هر طرفى كه لشگر عمر سعد حمله مىكردند با آنها جنگ مىكردند و بالاخره با اينكه سى و دو نفر سواره بيشتر نبودند سخت با دشمنان جنگيدند و لشگر عمر سعد را درهم مىشكستند . عروة ابن قيس كه از ياران پسر سعد بود كسى را پيش سعد فرستاد و گفت : مىبينى امروزه از اين گروه كم چقدر ناراحتى ديديم و چقدر مردان ما را كشتند الان اگر بخواهيم بر آنان پيروز شويم بايد پيادگان و تيراندازان را به كمك ما بفرستى . در اين گير و دار اسب حر بن رياحى را پى كردند و كشتند حر از اسب به پايين آمد و پياده آماده جنگ شد و رجز مىخواند بدانيد كه من حر و دلاورتر از شمشير ژيانم آنگاه شمشير از غلاف كشيد و با آن لشگر مىجنگيد و بالاخره لشگر دور حر را گرفتند و ايوب ابن مسرح به همراه سوارى ديگر از مردم كوفه او را از پاى درآوردند اصحاب امام تا ظهر با دشمنان به شدت جنگ كردند . حصين بن نمير كه سرپرست تيراندازان بود هنگامى كه پافشارى ياران امام را ديد دستور داد تا همگى يك باره ياران امام را تيرباران كنند آنان نيز مأموريت خود را انجام دادند و ياران امام را تير باران كردند و در مدت كمى اسب‌هاى آنها را كشتند و خود آنها را زخمى كردند و پياده‌شان كردند و يك ساعت جنگ و جدال بين دو لشگر برقرار بود . در اين وقت شمر ابن ذى الجوشن با ياران خود به خيمه‌گاه امام حمله كرد زهير بن قين با ده نفر از ياران امام به آنها حمله كردند و آنانرا از خيمه‌هاى امام دور كردند شمر به طرف زهير ابن قين آمد و در نتيجه عده‌اى به دست زهير كشته شدند و بقيه به محل خود برگشتند . چنانچه مىدانيم ياران امام كم بودند و اين‌گونه جنگيدن بسيار مشكل بود و بالاخره آثار شكست ظاهرى در ياران امام ديده مىشد اما ياران پسر سعد كه زياد بودند اثرى از شكست در آنان ديده نمىشد و به همين ترتيب آتش جنگ از هر دو طرف شعله‌ور بود . تا ظهر از ياران امام بسيارى را كشته و بسيارى را زخمى كردند . هنگام ظهر امام با ياران خود نماز ترس كه مخصوص روز جنگ است خواند .