تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
تضعيف روحيه مسلمين را داشتند در حالى كه مسلمانان فقط سيصد و سيزده نفر بودند و تجهيزات زيادى هم نداشتند به همين خاطر حاضر به نبرد با مشركين نمىشدند و بالاخره از روى ناچارى با آن تعداد اندك در مقابل سپاه تا دندان مسلح مشركين حاضر شده و سپاه دشمن همواره آنانرا به جنگ فرا مىخواند . سپاه مشركين از مسلمين خواستند تا كسانى در منزلت آنان براى جنگ تن به تن بيايند ، انصار مدينه پيش قدم شدند ولى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آنانرا منع كرده و فرمودند : دشمن مىخواهد كسانى همطراز آنان از قريش براى جنگ با آن‌ها برود ، سپس به امير مؤمنان على عليه السّلام و حمزه و عبيده بن حارث امر فرمودند تا براى نبرد با آن‌ها حاضر شوند بعد از آنكه اين سه نفر در مقابل سپاه دشمن قرار گرفتند بدليل آنكه نقاب بر چهره داشتند شناخته نشدند و مشركان از آن‌ها خواستند تا خود را معرفى كرده و نسبت خود را بگويند آن‌ها نيز خود را معرفى كردند و مشركان گفتند مبارزان بزرگ و همطراز ما هستيد سپس آتش جنگ بين آن‌ها شعله‌ور گرديد . وليد با امير مؤمنان عليه السّلام به جنگ پرداخت و حضرت به او مهلت نداد و در دم او را به هلاكت رساند ، عتبه نيز با حمزه عليه السّلام درگير شد و او نيز بدست حمزه كشته شد شيبه نيز با عبيده بن حارث به نبرد پرداخت دو ضربه بين آنان رد و بدل شد و يكى از آن‌ها پاى عبيده را قطع كرد امير مؤمنان عليه السّلام او را نجات داد و با ضربه‌اى كارى ، شيبه را به هلاكت رساند و در اين نبرد عليه شيبه حمزه عليه السّلام نيز شركت داشت . كشته شدن اين سه نفر كه از اركان سپاه كفر بودند لشكر مشركان را سست گردانيد و همگى آنانرا دچار احساس ذلت كرد ، با ترسى كه در دل سپاه دشمن افتاد مسلمين قوت قلب گرفته و نشانه‌هاى پيروزى مسلمين هويدا گرديد . سپس امير مؤمنان عليه السّلام با عاص بن سعيد كه همه از مبارزه با او روىگردان بودند درگير شد و در دم جانش را گرفت و بعد از آن با حنظلة بن ابى سفيان و طعيمه بن عدى و نوفل بن خويلد كه از توطئه‌گران و شياطين قريش بود درگير شد و همگى آنان را از دم تيغ گذراند و به هلاكت رساند . امير مؤمنان عليه السّلام در جنگ بدر همواره دشمنان را يكى بعد از ديگرى به هلاكت رسانده تا اينكه تعداد آن‌ها به هفتاد مرد جنگى رسيد ، نيمى از كشته‌شدگان مشركين را در صحنه بدر مسلمين به كمك سه هزار ملائكه‌اى كه خداوند به يارى مسلمين فرستاده بود از بين بردند و نيم ديگر آنان را امير مؤمنان على عليه السّلام به تنهايى به يارى و كمك و توفيق الهى از بين بردند ، نصرت و پيروزى آن روز مسلمين مرهون دلاورىهاى امير مؤمنان عليه السّلام است . جنگ نيز بدست رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پايان يافت ، ايشان مشتى از خاك برداشته و به صورت مشركان پاشيدند و فرمودند : رويتان سياه باد ، و هيچ‌يك از آنان نبود ، مگر آنكه پشت به مسلمين كرده و از مهلكه مىگريخت اين‌چنين بود كه خداوند به واسطه‌ى امير مؤمنان عليه السّلام و همراهانش كه همه از نزديكان و خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بودند دين خود را حفظ و مسلمين را يارى كرد و همچنين آنانرا به فرستادن ملائكه‌اى بلند مرتبه كمك نمود تا همچنان كه خود در قرآن فرموده : ( خداوند مومنين