تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
ميان همه مسلمين تنها او برگزيده شد و او على بن ابيطالب عليه السّلام بود كه پيامبر او را وزير و برادر خود ناميد .

فصل هفدهم [ : خواندن آيات برائت بر مشركين مكه ]

آيات برائت از مشركين كه حاكى از پايان يافتن عهد و پيمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با مشركين مكه بود بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل گرديد ، حضرت ، آيات را به ابو بكر دادند تا برود و در مكه بر مشركين بخواند و اعلام كند كه ديگر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عهدى با آنان ندارد ، هنوز مقدار زيادى از مدينه دور نشده بود كه جبرئيل امين بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نازل گرديد و فرمود : خداوند بر تو سلام مىرساند و مىگويد : آيات برائت را تو و يا فردى ديگر از نزديكان تو كه مانند توست بايد بر مشركان بخواند . حضرت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله هم امير مؤمنان عليه السّلام را خواستند و به ايشان فرمودند : بر اين شتر تيزروى من سوار شو و خود را به ابو بكر برسان آيات برائت را از او بگير و خود آن‌ها را به مكه ببر و بر مشركين بخوان و تو بر مشركين نقض عهدمان را با آنان اعلام كن ، ابو بكر را نيز بين همراهى تو به مكه و يا بازگشت به مدينه مخير گردان ، امير مؤمنان عليه السّلام بر شتر تيزروى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سوار شده و شتابان به سوى ابو بكر حركت كرد تا به او رسيد ، وقتى او امير مؤمنان عليه السّلام را ديد از ديدن حضرت هراسان شد ، جلو آمد و پرسيد : اى ابا الحسن بخاطر من آمدى كه همراهم باشى يا به خاطر چيز ديگرى آمدى ؟ امير المؤمنين عليه السّلام به او گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من امر فرمود كه خود را به تو برسانم و آيات برائت را از تو بگيرم و خود آن‌ها را بر مشركين بخوانم و تو را مخير گذارم كه با من بيايى يا آنكه به مدينه بازگردى . او گفت : به مدينه برمىگردم و به سوى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بازگشت . خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد و گفت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شما مرا براى انجام مأموريتى برگزيديد در حالى كه براى انجام آن گردنكشان ديگرى نيز بودند وقتى براى انجام ماموريت خود اقدام كردم مرا باز گردانديد آيا آيه‌اى از قرآن در مورد من نازل شده است ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : نه ، ولى جبرئيل امين بر من نازل شد و پيام الهى را به من رساند كه اين آيات را تو و يا فردى مثل تو بايد بر مشركان بخواند و على از من و مانند من است و تنها او به جاى من مىتوانست اين وظيفهء مهم را انجام دهد . اين روايت بين مورخين و راويان حديث بسيار مشهور است . نقض پيمان فقط توسط كسى كه پيمان را مىبندد يا كسى كه جانشين اوست انجام مىگيرد و داراى ويژگيهايى مثل فرماندار بودن ، بزرگى قدر و منزلت ، رتبه بالا و شريف است و كسى كه در اعمال او نسبت به نقض قرار دارد ، شك راه ندارد مىباشد و در گفتارش نيز اشتباهى نيست ، كسى كه مثل خود عقدكنندهء پيمان بوده و بخاطر همين ، امر جانشين ، مانند امر خود عاقد است پس اگر حكمى كرد حكمش نافذ بوده و قابل اعتراض نيست . با اعلام آيات برائت و نقض پيمان پيامبر ، اسلام قوت و كمال خود را يافته و امور مسلمين اصلاح