فصل سيزدهم [ : ادامه فصل سابق ]
اين فضيلت ادامهى فصل گذشته است . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خوبى توانستند با كمك على بن ابيطالب عليه السّلام نقشهء خود را در ورود به مكه عملى كنند و توانست به راحتى خبر ورود به مكه را از آنان بپوشاند تا اينكه غافلگيرانه بر اهل مكه وارد شدند . و در بازگرداندن آن نامه به احدى غير از امير مؤمنان عليه السّلام اعتماد نكردند و با احدى نيز غير از ايشان مشورت نكردند و به كس اطمينان نكردند ، اطمينان و تكيهگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در امور مهم و به هدف رسيدن كارها و اصلاح و نظم بخشيدن امور تا آشكار شدن دين الهى به على بن ابيطالب عليه السّلام بود .
البته بايد گفت در فرستادن زبير همراه امير مؤمنان عليه السّلام ويژگى خاصى نهفته نيست چرا كه او كار خاصى انجام نداد و فقط به خاطر اين بود كه او پسر عمه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله يعنى صفيه دختر عبد المطلب بود و با شجاعتى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در او سراغ داشت نمىخواست غير از خانوادهاش كس ديگرى از ماجرا مطلع شود به همين خاطر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مىدانست براى انجام اين مأموريت زبير همكارى خواهد كرد .
پس حضرت رسول او را فرستاد چرا كه تمام امر در دست اين دو نفر بود و چه خوب و چه بد بازگشتش به بنى هاشم بود و از طرفى زبير هم تابع على عليه السّلام بود . چرا كه اول امر كارى كرد كه صحيح نبود ولى بواسطهء تدبير امير مؤمنان على عليه السّلام اصلاح و جبران گرديد .
اين نيز ويژگى اختصاصى امير مؤمنان عليه السّلام است كه نزديك به آن را كسى ندارد ، چه رسد به فضيلتى در مقابل آن .
فصل چهاردهم [ : برافراشتن پرچم اسلام هنگام فتح مكه ]
روز فتح مكه پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله پرچم لشكر اسلام را به دست سعد بن عباده دادند و امر كردند داخل شهر شود او نيز وارد شهر شد و اشعارى با اين مضمون را ندا مىداد :
كه امروز روز جنگ و خونريزى است * امروز روز اسارت دختران و زنان است
عدهاى از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله به ايشان گفتند : مىشنويد سعد چه مىگويد به خدا قسم مىترسيم در دل قريش از اين اشعار وحشتى از سپاه اسلام حاصل شود . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز به على عليه السّلام فرمودند : به سرعت سعد بن عباده را درياب و پرچم را از او بگير و خود وارد شهر شو . خطرى كه از اين اشعار سعد متوجه اسلام مىگرديد با فرستادن على بن ابيطالب عليه السّلام توسط پيامبر بجاى سعد جبران شد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز كه مىدانست انصار نمىخواهند يك فرد معمولى از بزرگ آنان پرچم را بگيرد و او را عزل نمايد لذا كسى ، مثل على عليه السّلام را در بزرگى و عظمت شخصيت فرستاده تا در رتبه و مقام از سعد بالاتر باشد و برگرداندن سعد توسط او براى سعد تحقير و اهانت نباشد .
اگر كسى در ذهن مبارك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله غير از على بن ابيطالب عليه السّلام صلاحيت اين مسئوليت را داشت حضرت حتما اين مأموريت را به او واگذار مىكرد و يا اگر شخصى غير امير مؤمنان عليه السّلام صلاحيت اين مأموريت را داشت تاريخ ذكرى از او مىآورد .