مىبينم كه كارهاى آنها بالا گرفته و در حال رشد است امّا آتش كار و فعاليت شما خاموش شده است ، آنها در كارهايشان جدى هستند اما شما سست و ضعيف عمل مىكنيد ، آنها را مىبينم كه با هم متّحد هستند اما شما متفرّق و پراكنده هستيد آنها از سرپرست و رهبر خود اطاعت مىكنند اما شما از دستورات رهبرتان پيروى نمىكنيد . به خدا قسم اگر آنها بر شما پيروز شوند خواهيد ديد كه بعد از من چه بلايى بر سر شما خواهند آورد . گويا آنها را مىبينم كه در سرزمين شما شريك شدهاند و اموال و ماليات سرزمين شما را به شهر خودشان مىبرند ، گويا شما را مىبينم كه مانند سوسمارى از يك پهلو به پهلو ديگر مىغلطيد و قادر به گرفتن حقّتان نيستيد ، و در راه خدا از هيچ كار حرامى ممانعت نمىكنيد و مىبينم كه آنها مردم نيكوكار شما را مىكشند و قاريان شما را تهديد مىكنند و شما را از حق خودتان محروم مىكنند و به جاى شما ديگران را در رأس كارها قرار مىدهند . اى مردم اگر شما محروميّت خود را مىديديد و به شمشيرهايى كه بر عليه شما كشيده شدهاند ، و ترسى كه شما را فرا گرفته توجّه مىكرديد ، حتما براى كوتاهى خودتان در جنگ پشيمان مىشديد و امروز را كه در كمال راحتى و امنيّت بسر مىبريد را ياد مىكرديد . اما يادآورى آن روزها سودى به حال شما ندارد .
فصل چهل و دوم يادى از سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
هنگامى كه معاويه عهدنامه را زير پا گذاشت و به غارتگرى از مردم عراق پرداخت ، حضرت على عليه السّلام پس از حمد و ثناى خداوند اين سخنان را ايراد كردند : چه كارى باعث شده كه معاويه - كه خدا او را بكشد - نسبت به من قصد انجام كار بزرگ را داشته باشد او مىخواهد من هم مانند او مرتكب عمل نادرستى شوم و عهد و پيمانم را بشكنم ، سپس اين كار را حجت بر من قرار دهد و تا روز قيامت مىخواهد هركجا نام من برده شود به عنوان پيمانشكن معرفى شوم . و اگر هم به او گفته شود تو اول عهد را شكستى نه على ، در جواب مىگويد من كه از اين كار اطلاع نداشتم و كسى هم براى تحقيق مأمور اين كار نكردم . به خدا قسم ذات مقدس او با همه مدارا مىكند و بردبارى بزرگ است او بود كه از گناهان بسيارى از فرعونها چشمپوشى كرد و تنها فرعون زمان موسى را به جزاى خود رسانيد . حال اگر خداوند چند روزى معاويه را مهلت بدهد او نمىتواند از دايرهء قدرت خدا بيرون برود و خداوند در كمين اوست ، پس هركارى كه مىخواهد انجام دهد ، زيرا من عهد و پيمان خود را زير پا نمىگذارم و دل هيچ مسلمان و معاهدى را نمىشكنم و اين شيوه را ادامه مىدهم تا زمان پيمانى كه بين ما بوده تمام شود .
فصل چهل و سوم يادى از سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله
سپاس مخصوص خداست و سلام بر رسول او . همانا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مرا برادر خودش قرار داد و از اين كار رضايت كامل داشت و مرا به عنوان وزير خود انتخاب كرد اى مردم من مغز و مخزن هدايت و