باب سوم [ : بخشى از حكمتها و بيانات صادره از جانب حضرت على ( ع ) و سخنان حضرت در موقعيتهاى تاريخى ]
[ كلام على ( ع ) درباره شناخت خداوند و عدم تشابه با خلق ]
در اين باب مختصرى از كلام على عليه السّلام درباره وجوب شناخت خداوند تعالى و يكتايى خداوند و اينكه شبيه به خلق خود نمىباشد ، و مطالبى در مورد عدل خداوند و انواع حكمتهاى الهى و دلايل و حجتهايى بر ذات خداوند ، آورده مىشود .
صالح ابن كيسان نقل كرده : على عليه السّلام درباره واداشتن مردم به معرفت خداوند و يكتايى او چنين فرمودند : اولين مرحله بندگى خدا شناخت خداوند است و اصل و ريشه شناخت خداوند يكتايى اوست و روش يكتايى او بىمانندى اوست .
خداوند برتر از آن است كه صفات در او راه پيدا كنند زيرا عقل حكم مىكند هركسى كه صفت در آن راه پيدا كند ، مصنوع و ساخته شده است و از طرفى عقل ، شهادت مىدهد كه خداوند خود سازنده است و ساخته شده دست ديگرى نيست و ساختههاى خداوند دليل بر همين مطلب هستند ، و با عقل و خرد پى به شناسايى و معرفت او برده مىشود و با ديدن نشانههاى او حجت او ثابت مىشود .
خداوند مخلوقاتش را دليل براى بودن خودش قرار داد و به اين وسيله در ربوبيت خود نيز شريك ندارد . چون كه خداوند بين چيزهاى متضاد و ناسازگار را جمع كرده و سازگارى داده و از آن فهميده مىشود كه خودش ضدى ندارد . و چون ميان چيزهاى نزديك به هم نزديكى قرار داده و آنها را در كنار هم جاى داده است ، دانسته مىشود كه خودش نزديك و قرينى ندارد . . .
در اين خصوص فرمايش حضرت طولانى است اما چون قاعده ما اين است كه مختصرى از آنها را بياوريم از آوردن همهء گفتار حضرت خوددارى مىكنيم . از جمله سخنان حضرت على عليه السّلام دربارهء اينكه خداوند شبيه و مانندى ندارد جريانى است كه شعبى نقل مىكند كه : مردى در حضور حضرت على عليه السّلام به اين طريق قسم خورد : و الذى احتجب بسبع طباق يعنى سوگند به كسى كه در هفت طبقه آسمان در حجاب است . حضرت على عليه السّلام با شنيدن اين حرف با تازيانه به او زده و فرمود واى بر تو ، خداوند برتر از اين است كه در چيزى پنهان يا چيزى از آن پنهان بماند ، منزه است خدايى كه مكانى ندارد و چيزى در زمين و آسمان بر او پوشيده نيست . آن مرد عرض كرد : اى امير المؤمنين اكنون مىفرماييد كفارهء قسم بدهم ؟ حضرت فرمودند : نه زيرا تو به خدا قسم ياد نكردى تا بخواهى كفاره بدهى ، بلكه به غير خدا قسم خوردى .