تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

عاشق حيله‌گر

مىگويند زنى عاشق جوانى شد و از جوان درخواست كامجويى كرد اما جوان پيشنهاد زن را رد كرد و به خواسته او پاسخ منفى داد ، زن كه ديد به هدفش نرسيده ، سفيده تخم مرغى را به لباس خود ريخت ، سپس با جوان گلاويز شد و اين طور تظاهر كرد كه جوان با او كار خلاف عفت انجام داده سپس جوان را به نزد حضرت على عليه السّلام برده و فرياد مىزد : اين جوان با من نزديكى كرده و مرا رسوا و بكارت مرا از بين برده سپس براى اثبات حرف خود لباسش را نشان داد و گفت اين منى اوست كه روى لباس من ريخته ، جوان كه آبروى خود را در خطر ديد گريه مىكرد و قسم مىخورد كه او اين كار را نكرده است . على عليه السّلام به قنبر دستور دادند كه آب جوشى را در مجلس حاضر كنند و لباس آن زن را در داخل آب جوش بياندازند ، سفيده‌هاى تخم مرغ روى لباس ، به مجرد اينكه با آبجوش برخورد كردند حالت پف كرده به خود گرفته و بسته شد ، سپس حضرت به آن دو نفر از كسانى كه حضور داشتند امر كردند تا از آن بچشند و بيرون بريزند ، وقتى چشيدند تأييد كردند كه آن سفيده تخم مرغ است . پس على عليه السّلام دستور دادند تا جوان را آزاد كنند و آن زن را بخاطر ادعاى باطل و دروغى كه كرده تازيانه بزنند .

قضاوت بىسابقه

ابو ليلى روايت كرده يك زمان على عليه السّلام قضاوتى كرد كه پيش از او چنان قضاوتى سابقه نداشته و جريان اين بود كه : دو نفر دوست با يكديگر به مسافرتى رفتند ، در يكى از استراحتگاهها ، ظهر ، سفره خود را پهن كردند ، يكى از آن دو پنج قرص نان و دومى سه قرص نان همراه داشت ، هنوز مشغول خوردن غذا نشده بودند كه مردى حاضر شد ، آن دو او را به خوردن غذا تعارف كردند . مرد هم دعوت آنها را پذيرفت و با آنها مشغول خوردن غذا شد ، وقتى كه مرد از غذا خوردن دست كشيد و خواست برود هشت درهم به آنها داد و گفت اين پول در برابر غذايى است كه به من داديد ، اين دو نفر بعد از دريافت درهم‌ها به نزاع و كشمكش پرداختند . آنكه سه قرص نان در سفره داشت گفت : بايد اين هشت درهم ميان ما به طور مساوى تقسيم شود ، ديگرى گفت بايد به تعداد نانهايمان يعنى پنج سهم آن براى من و سه سهم براى تو باشد ، بالاخره جريان خود را به عرض على عليه السّلام رساندند تا بين آنها داورى شود . على عليه السّلام فرمود : شما به خاطر موضوع كوچكى كه دشمنى به خاطر آن زشت است و ارزش زيادى ندارد با يكديگر نزاع مىكنيد . بهتر است با هم مصالحه كنيد و قضيه را تمام كنيد . آنكه سه قرص نان داشت گفت : يا على تا به طور كامل و دقيق اين موضوع را حل نكنيد من راضى نمىشوم . على عليه السّلام فرمود : حالا كه مىخواهى من دقيقا به اين موضوع رسيدگى كنم اين است
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 237 | الشيخ المفيد / خانبلوكى