امير مؤمنان عليه السّلام نيز ثابت مىشود همچنانكه برترى ايشان نسبت به ديگران و وجوب محبتش هم كه لازمهى اين صفات است ثابت مىشود .
اما جانشينى آن حضرت در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با اين روايت صريح ، آشكار و واضح مىگردد ، چرا كه اين بيانات در زمان حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت حضرت امير عليه السّلام صادر شد و بعد از حيات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، آنگاه كه فرمودند : همه اين خصوصيات را على عليه السّلام دارد چه در زمان حيات من و چه بعد از من جزء اينكه نبى نخواهد بود ، پس با اين استثناء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جانشينى حضرت امير عليه السّلام بعد از حيات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نيز روشن مىگردد .
امثال اين دلايل بسيار فراوان است و ما تمام اين استدلالات را در جاى ديگرى از كتابهايمان آوردهايم و ستايش مخصوص خداوند متعال است .
فصل اول [ در مقاطع زمانى مهم مدت امامت حضرت ]
امامت امير مؤمنان عليه السّلام بعد از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله سى سال بود كه بيست و چهار سال و شش ماه آن را با تقيه و مدارا و بدون استفاده از اختيارات امامت و ولايت در شئون حكومت ، گذارنده و پنج سال و شش ماه ديگر را بر مسند قدرت قرار گرفته به جهاد با منافقين كه اصحاب جمل و معاويه و همراهانش و خوارج از جمله آنان بودند پرداختند و در اين مدت همواره در حال رويارويى با فتنههاى گمراهان بودند ، همچنانكه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله هم سيزده سال از نبوت شريفشان را در حالى گذراندند كه نمىتوانستند از اختيارات و شئونات نبوت استفاده كنند و با كافران جهاد كرده و از مسلمانان دفاع كنند ، چرا كه بخاطر كمى پيروان و ترس از آزار و اذيت مشركان در ضعف بوده و يا در حال فرار بودند .
بعد از آن سيزده سال هجرت كرده و ده سال ديگر را به نبرد با مشركين و منافقين گذراندند تا اينكه خداوند ايشان را به جنت خود فراخواند .
فصل دوم [ در زمان و كيفيت وفات حضرت ]
شهادت آن بزرگوار نزديك صبح صادق ، شب جمعه مصادف با شب بيست و يكم ماه رمضان سال چهلم هجرى مىباشد ايشان بدست بدبختترين بندگان ، اين ملجم مرادى - كه خداوند او را لعنت كند - در مسجد كوفه به شهادت رسيد ايشان در شب نوزدهم ماه رمضان از منزل به طرف مسجد حركت كردند تا مردم را براى نماز صبح بيدار كنند ولى آن ملعون از اول شب در كمين و انتظار حضرت بود ، وقتى آن حضرت از او گذشت او از ترس به خود مىلرزيد و در جمله خوابيدگان خود را به خواب زده بود ، تا اينكه به سمت حضرت حملهور شد و با شمشير مسموم ، ضربهاى بر فرق سر مبارك آن حضرت وارد كرد . روز نوزدهم و شب بيستم و روز بيستم تا شب بيست و يكم ماه مبارك رمضان تا مقدارى از اول شب سپرى شد تا اينكه مظلومانه به شهادت رسيد و دعوت حق را لبيك گفت .
اين اتفاقات در حالى رخ داد كه حضرت قبل از آن به شهادت خود به دست اين ملعون خبر داده