صورت مبارك فاطمه زهرا عليها السّلام مانند خورشيد ، درخشان و شادمان شد و در حالى كه دست راست على عليه السّلام زير چانه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بود روح مقدسش به عالم آخرت پرواز كرد . حضرت على عليه السّلام طبق وصيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيكر ايشان را به دست گرفت و به صورت كشيد سپس بدن حضرت را رو به قبله كردند و چشمان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را بستند و لباس بلندى روى حضرت كشيدند و سپس به غسل و كفن آن حضرت پرداختند .
در روايت آمده است كه از حضرت فاطمه عليها السّلام پرسيدند : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله چه چيزى به شما گفتند كه ناراحتى و اندوه از دست دادن پدر از دلت بيرون رفت و صورت شما شادمان شد ؟ حضرت زهرا عليها السّلام فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به من خبر داد تو اولين كسى هستى كه از اهل بيت من به من ملحق مىشوى و بعد از من مدت زيادى عمر نمىكنى ، اين خبرى بود كه مرا شادمان كرد .
هنگامى كه على عليه السّلام خواست بدن پاك رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را غسل بدهد از فضل ابن عباس كمك خواست ، اول چشمهاى فضل را بسته و به او دستور داد تا آب به بدن آن حضرت بريزد . على عليه السّلام پيراهن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را تا ناف پاره كرد و سپس به غسل ، حنوط و كفن ايشان پرداخت و فضل در هنگام غسل با چشم بسته آب بر بدن مطهر آن حضرت مىريخت . وقتى على عليه السّلام غسل و كفن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را تمام كردند ، نخست به تنهايى بر بدن آن حضرت نماز خواندند .
مردم كه از رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باخبر شده بودند در مسجد جمع شدند و درباره اين موضوع كه چه كسى بر بدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز بخواند و اينكه در كجا دفن شود با يكديگر گفتگو مىكردند ، در اين هنگام على عليه السّلام وارد شده و فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زمان زنده بودن و بعد از آن امام ما بوده و هست اى مسلمانان دستهدسته بدون آنكه به كسى اقتدا كنيد بر بدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز بخوانيد و بدانيد خداى متعال هيچ پيغمبرى را در مكانى قبض روح نمىكند مگر اينكه همان مكان را براى قبر او تعيين مىفرمايد پس من او را در همان خانهاش كه از دنيا رفته است دفن مىكنم . مردم اين حرف را از حضرت على عليه السّلام پذيرفتند و شروع به خواندن نماز بر بدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كردند .
زمانى كه مسلمانان از نماز فارغ شدند و بر بدن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نماز خواندند ، عباس ابن عبد المطلب كسى را فرستاد تا عبيدة ابن جراح كه قبركن مردم مكه و ضريح ساز آنها بود را حاضر كند و نيز به دنبال ابو طلحه زيد ابن سهل حفار مدينه فرستاد تا بيايد و لحدى براى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله درآورد و على عليه السّلام و عباس و فضل و اسامه به دفن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پرداختند .
انصار از پشت ديوار حجره صدا زدند اى على تو را به خدا قسم مىدهيم ، امروز راضى مشو حقى كه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله داريم از بين برود ، يكى از ما را هم اجازه بدهيد تا در دفن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شركت كند ، حضرت على عليه السّلام فرمودند اوس بن خولى بيايد و در دفن شركت كند . اوس مردى فاضل از مردم بنى عوف خزرج بوده و در نبرد بدر هم حضور داشتند .
هنگامى كه اوس حاضر شد حضرت على عليه السّلام فرمود : اى اوس وارد قبر شو و على عليه السّلام بدن مبارك پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را به دست او داد و دستور داد چگونه بدن آن حضرت را روى خاك بگذارد او هم بدن را روى خاك قبر قرار داد على عليه السّلام به اوس فرمود : خارج شو آنگاه خود حضرت وارد قبر شده بند كفن را
الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 197
مساهمون: الشيخ المفيد
ص١٩٧