مىباشند كه پدرشان همان على عليه السّلام است و آن دو نيز محبوبترين افراد نزد پيامبرند و اين زن هم دخترش فاطمه زهرا عليها السّلام است كه از همه افراد در نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله عزيزتر و از همه به وى نزديكتر مىباشد . اسقف پس از اينكه فهميد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با چه كسانى براى مباهله آمده است رو به عاقب و سيّد و عبد المسيح كرد و گفت : ببينيد محمّد صلّى اللّه عليه و آله ، فرزند و نزديكانش را براى مباهله آورده است و اطمينان به حقانيت خود دارد زيرا اگر اطمينان به حقانيت خود نداشت اين عده از نزديكانش را براى مباهله نمىآورد تا نابود شوند پس بايد از مباهله با او خوددارى كنيد . به خدا سوگند اگر من مورد توجه قيصر نبودم به دست او اسلام مىآوردم فعلا صلاح ما در اين است كه با او مصالحه كنيد و به اتفاق نظر برسيم سپس به شهر و ديار خود برگرديد و با آسايش زندگى كنيد . ياران وى گفتند : نظر ما هم نظر تو است و هرچه بگويى طبق آن عمل مىكنيم . سپس اسقف پس از اين گفتگو رو به طرف رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله كرد و گفت : يا ابا القاسم ما با تو مباهله نمىكنيم لكن با شما مصالحه مىكنيم اكنون شما طورى با ما مصالحه كنيد كه ما از عهده آن برآييم و بتوانيم به آن عمل كنيم . سپس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با آنها براى مصالحه دو هزار حله از حلههاى اواقى كه قيمت هركدام دقيقا چهل درهم باشد قرار داد نمودند و متن مصالحه را بدين صورت نوشتند .
بسم اللّه الرحمن الرحيم
اين نوشته از طرف محمّد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله براى اهل نجران و اطراف آن است كه براى مشخص نمودن جزيهء درهم و دينار ، محصولات زراعى و بندگان و كنيزان مىباشد . آنان بايد در برابر صلحى كه برقرار شده دو هزار حله از حلههاى اواقى كه بهاى هر حله چهل درهم مىباشد و چنانچه قيمت حله كمتر بود پول تفاوت آن را تا چهل درهم بپردازند . به اين ترتيب هزار حله آن در ماه صفر و هزار حله ديگر آن را در ماه رجب بپردازند . به علاوه چهل دينار براى منزلگاه فرستاده من معين كنند و هر حادثهاى كه در يمن اتفاق بيافتد بايد به لشكر مسلمين 30 زره و 30 اسب و 30 شتر عاريه مضمونه بدهند و به اين وسيله بر شما لازم شد كه پيمان خدا و ذمّهء محمّد بن عبد اللّه را رعايت كنيد ، و هركس از افراد ذمّى رباخوارى كند در ذمه من نخواهد بود .
اين صلحنامه را قوم نجران گرفتند و به سرزمين خود برگشتند .
فصل چهل و نهم نتيجه
در جريان اهل نجران باز هم فضلى از فضائل على عليه السّلام بيان شد . همچنين يكى ديگر از معجزات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كه نبوت آن حضرت را به اثبات مىرساند در اين قصه وجود داشت . چرا كه نصرانيان به در نبوت آن حضرت اعتراف كردند و خود رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هم مىدانست كه آنان حاضر به مباهله نمىشوند و خودشان هم مىدانستند كه اگر مباهله كنند به عذاب مبتلا مىشوند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يقين داشتند كه پيروز مىشوند و حجت بر آنان تمام مىشود .