تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإرشاد ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
وارد مدينه شدند . آنها لباس ديباج پوشيده و صليب انداخته بودند ، يهوديان كه از آمدن آنها مطلع شدند پيش آنها آمده و با يكديگر به صحبت پرداختند . هركدام از نصارى و يهود ديگرى را ناچيز و بىاعتبار مىدانستند و در همين باره خداوند متعال اين آيه را فرستاد : « و يهود گفتند : نصارى هيچ بر حق نيست و نصارى گفتند : يهود ابدا بر حق نيستند . . . » . « 1 » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هنگامى كه نماز عصر را خواندند ، مسيحيان به طرف حضرت حركت كرده و به خدمت حضرت رسيدند . كشيش آنها جلوتر آمده و عرض كرد عقيده شما در مورد مسيح چيست ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود : مسيح بنده خدا بود كه خدا او را از ميان مردم برگزيد . كشيش گفت : آيا شما پدرى براى مسيح مىشناسيد كه وى را به اين عالم آورده باشد ؟ رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در جواب فرمودند : مادر او شوهر نكرده بود تا پدرى داشته باشد ! كشيش گفت : بنابراين چگونه شما مىگوييد كه مسيح بنده و مخلوق است با آنكه تمام بندگانى كه مخلوقند داراى پدر مىباشند كه آن بنده در نتيجهء ازدواج پدر و مادرش بوجود آمده ؟ ! در اين هنگام خداوند متعال آياتى از سوره آل عمران را نازل فرمودند تا آنجا كه مىفرمايد : « همانا مثل عيسى نزد خداوند مانند آدم است كه از خاك او را خلق كرد پس به او فرمود : باش پس شد . حق با پروردگار هست پس از شك‌كنندگان نباش . پس هركس در مورد نبوت تو بعد از آنكه علم الهى ترا شامل گرديد با توجه به مناظره پرداخت بگو بياييد فرزندان ما و فرزندان شما را و زنان ما وارثان شما را و خود ، و خود شما را بخوانيم پس مباهله كرده و از خدا بخواهيم لعن خود را بر دروغگويان فرو فرستند . » رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اين آيات را بر مسيحيان تلاوت كرد و آنان را به مباهله دعوت نمود و فرمود : خداى متعال خبر داده پس از انجام مراسم مباهله هركدام از دو طرف كه باطل باشند عذاب مىشوند و بدين ترتيب حق از باطل آشكار مىشود . اسقف با عبد المسيح و عاقب در مورد مباهله مشورت كردند و اتفاق نظر پيدا كردند كه تا فردا از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله مهلت بگيرند و بالاخره تا فردا مهلت گرفتند ، آنها وقتى به اقامتگاه خود برگشتند . اسقف به آنها گفت : فردا كه خواستيم با محمّد مباهله كنيم خوب توجه كنيد اگر محمّد با زن و فرزندش براى مباهله آمد ، مباهله نكنيد و اما اگر با ياران و اصحاب آمد مطمئن باشيد او بر حق نيست و با او مباهله كنيد . روز مباهله كه فرا رسيد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله دست على عليه السّلام را گرفته و در پيشاپيش او امام حسن عليه السّلام و امام حسين عليه السّلام و در پشت سر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فاطمه زهرا عليها السّلام راهى مباهله شدند . و نصارى هم براى مباهله از اقامتگاه خود خارج شدند در حالى كه ابو حارثه در جلوى آن گروه حركت مىكرد زمانيكه اسقف چشمش به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و همراهان او افتاد سوال كرد ، افرادى كه براى مباهله آمدند چه نسبتى با او دارند ؟ جواب دادند آن مرد پسر عمويش على است كه داماد او و پدر آن دو طفل مىباشد و او از همه در نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله محبوبتر مىباشد و آن دو طفل دو فرزند دخترش
هامش
( 1 ) - سوره بقره ، آيه 213 .