كوروش ، هشتم 8 / 33 و 35 ) همچنين از دادن جام به عنوان جايزه به برندگان مسابقهء ارابهرانى و نيز بخشيدن جامهاى شراب به مهمانان ياد كرده است كه تأييدى است برداشتن مجموعه ( كلكسيون ) جام در ميان ايرانيان در آن زمان . در شاهنامه نيز هديههايى چون مشك ، كافور ، زعفران و گوهرها در جامهاى زر و نقره پيشكش مىشود كه با توجه به آنچه دربارهء اهميت جام گفته شد ، جام تنها ظرف نبود ، بلكه خود در شمار هدايا بود و چه بسا كه ظرف اهميتى بيشتر از مظروف داشت ( شاهنامه ، يكم 238 / 1084 بجلو ؛ 264 / 1404 و ديگر جاها ) .
( 38 ) -
( 1 ) . پارمنيون سردار فيليپ و اسكندر بود . او در سال 330 پ . م . به جرم خيانت به نظام كشته شد .
( 2 ) . يك تالان برابر 60 مين يا 1 / 37 كيلوگرم بود .
( 39 ) -
( 1 ) . هويزه ( ص 98 ) اين واژه را به ايرانى باستان
Batiyaka -
برمىگرداند كه تحول آن در فارسى باديه يا بديه است . سنجيده شود همچنين با فارسى ميانه
Badag
، فارسى باده .
( 2 ) . چنان كه پژوهش كردهاند ، نامهاى است كه يكى از ساتراپها به اسكندر نوشته بود ، مانند نامهء پارمنيون ( - گزارش 38 ) ، يعنى سياههاى است از اموالى كه يكى از ساتراپها در ايران نزد اسكندر فرستاده بود .
( 3 ) . ليكيه در زمان باستان سرزمينى در كرانهء جنوبى آسياى كوچك بود . مردم آنجا يك تيرهء هند و اروپايى بودند و خود را تراميل مىناميدند . اين سرزمين در زمان كوروش بزرگ به تصرف ايران درآمد .
( 40 ) -
( 1 ) . گويا خواست پليديك واژهشناس يونانى از سدهء دوم ميلادى از مصر است . از آثار او يك برگزيده از واژهنامهء او مانده است كه در ده كتاب نوشته شده بود ، ولى نه به ترتيب حروف الفبا ، بلكه موضوعى تنظيم شده بود ، از جمله در موضوعهاى : حقوق ،