دستور زبان ، نقاشى ، شاعرى و مانند آنها را آموخت و تراژدىهايى نيز نوشت ، ولى پس از آشنايى با سقراط و روى آوردن به فلسفه نوشتههاى جوانى خود را آتش زد . افلاطون هشت سال نزد سقراط شاگردى نمود و پس از مرگ استاد روزگارى را به سفر گذرانيد ، از جمله سفرهايى به مصر و سيسيل كرد . آثار افلاطون بجز دربارهء نيكى همه ماندهاند . از سوى ديگر همهء نوشتههايى نيز كه به نام اوست اصالت ندارند . ولى شمار آثارى كه در اصالت آنها شك نيست نيز كم نيست ، از آن ميان سياست و ضيافت كه شهرت بيشترى يافتهاند . تقريبا همهء آثار افلاطون به گونهء گفتگو نوشته شدهاند و رهبر گفتگوها سقراط است . آثار افلاطون در ساخت و زبان بسيار هنرمندانهاند .
( 2 ) . دربارهء كارتاژ - يادداشت 24 / 8 .
( 3 ) . سلتها يك تيرهء هند و اروپايى بودند كه پس از كوچ از ميهن اصلى خود ، نخست در كرانههاى جنوبى و جنوب باخترى رود راين ( در آلمان ) زندگى مىكردند .
پس از آنكه از آنجا بدست ژرمنها رانده شدند ، بر ايبرهاى فرانسه چيره گشتند و سپس از آنجا نيز به جزيرهء بريتانيا رفتند . در آنجا از سدهء پنجم ميلادى كمكم بدست انگلوساكسنها ناپديد شدند ، ولى بقاياى آنها در والس ، ايرلند و اسكاتلند ماندگار شد .
( 4 ) .
ايبرى در زمان باستان سرزمينى در كرانهء رود كيرس ( امروزه كوره ) در قفقاز بود ، جايى كه امروزه گرجستان است . سپستر پس از مهاجرت ايبرها به سرزمينى كه اسپانيا و پرتقال را فرا مىگيرد گفته مىشد .
( 5 ) . دربارهء تراكيه - يادداشت 24 / 7 .
( 6 ) . شراب را قاعدتا با آب مىآميختند ، يكبهيك و حتى يك به دو ( سيكى گويا به شرابى مىگفتند كه دوسوم آن بخار شده بود ) . نوشيدن شراب ناب كار بادهنوشان قهارى چون رستم بود كه در اين كار ابليس هم حريف او نبود ( شاهنامه ، دوم 108 / 73 ) . رستم يك جا در بزم اسفنديار به پشوتن مىگويد ( پنجم ، 359 / 800 - 802 ) :
چنين گفت پس با پشوتن به راز * كه بر مى نيايد به آبت نياز
چرا آب بر جام مى بفگنى ؟ * كه تيزى نبيد كهن بشكنى !