او بسيارى از آنچه مردم را به شگفتى مياندازد درمىيابد ،
كردهء پهلوانان و خدايان را كه خنياگران ما مىخوانند . 2
اين شيوه درميان غير يونانيان نيز رواج داشت ، چنان كه دينن 3 در پرسيكا گزارش كرده است . براى مثال ، خنياگران دليرهاى كوروش مهتر 4 را مىخواندند و مىدانستند كه كار او با آستياگ به جنگ خواهد كشيد . دينن گزارش مىكند :
پس از آنكه كوروش از آستياگ خواست كه او را به پارس بفرستد ( چون او نخست سردار آستياگ بود ) و از پس آن به پارس رفت ، چنين روى داد كه هنگامى كه آستياگ با دوستان خود به بزم نشسته بود ، خنياگرى بهنام انگارس
( Angares )
كه نامىترين كس در آن هنر بود و بدان بزم خوانده شده بود ، نخست سرودهاى معمول را خواند و در پايان اين سرود را خواند : ددى بزرگ به لجنزارى مىغلتد كه در حمله از هر گرازى شتابندهتر و سهمناكتر است . آستياگ از او پرسيد : اين چه ددى است ؟ انگارس پاسخ داد : او كوروش پارسى است . 5 آستياگ مىدانست كه گمان انگارس درست است . خواست كوروش را بازگرداند ، ولى ديگر دير شده بود ( چهاردهم 33 ، ص 400 ) .
[ 65 - گزارش در بارهء تفاوت سازها ]
65 - ديوگن
( Diogenes )
1 شاعر تراژدىسرا در قطعهء زير ميان ساز پكتيس
( Pektis )
2 و ساز ماگاديس
( Magadis )
3 تفاوت مىگذارد :
من مىشنوم آواى زنان آسيايى پرستشگاه كيبله 4 را
با سربندهايشان ، دختران با خواستهء سرزمين فريگيه 5 را ،
با سنجها ، چرخهاى جادويى و چرنگ افزارهاى فلزين
كه با دست به نوا درمياورند . . .
زنان دانا و ستايشگر خدايان و درمانبخش .