براى رسيدن به فرمانروايى با پذيرفتن خطرات بزرگ پادشاهى را از آشور دربودند و تنها هدف آنها از اين كار چشيدن لذت چيرگى بر آشورىها بود . سپس پارسىها براى رسيدن به همين هدف بر مادىها شوريدند . اين كارها همه كوشش براى رسيدن به لذّت مادّى است . ولى قانونگذاران خواستند كه آدميان را با يكديگر برابر سازند و هيچ شهروندى در تجمل و ريختوپاش زندگى نكند . از اينرو آنها الگوى يك رفتار اخلاقى را پديد آوردند . آنها براى پيمانها و چيزهاى ديگر قواعد و قوانينى كه جامعه و دولت بدان نياز داشت به تصويب رسانيدند و همچنين براى چگونگى پوشاك و ديگر وسايل و شرايط زندگى قاعده و آيين ساختند تا همسانى و يكسانى را رواج دهند . ولى آنگاه كه قانونگذاران به نبرد با پديدهء آز برخاستند ، نخست ستايش دادگرى اهميّت بزرگى يافت ، چنان كه شاعرى در جايى گفته است : « رخسار زرّين دادگرى » و « چشم زرّين ديكه » و حتى واژهء ديكه
Dike
4 به معنى « داد » ارجى ايزدگونه يافت . . . ( دوازدهم 64 - 65 ، ص 149 - 150 ) .
[ 56 - گزارش در بارهء سخن اردشير ]
56 - پس از آنكه اردشير به پادشاهى رسيد ، همهگونه امكان و دستگاه براى رفع نيازهاى زندگى خود داشت . هنگاميكه او در بستر مرگ خفته بود ، پسر بزرگ او از پدر پرسيد كه آيا او چه كرده بود كه توانسته بود ساليان دراز فرمانروايى كند تا پسر نيز همان روش پدر را پيشه گيرد . 1 اردشير به پسر چنين پاسخ داد : « من در برابر مردمان و خدايان هميشه فراخور آنها رفتار نمودم » . ( دوازدهم 71 ، ص 154 ) .
[ 57 - گزارش دينن در بارهء رفتار پادشاه با زنان خود ]
57 - دينن 1 در پرسيكا مىنويسد : در دربار ايران شهبانو بايد با شمار بزرگى از