تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 27

مساهمون:

ص٢٧
جنسى داشت ، چنان كه در ميان ايرانيان رسم است ( پنجم 63 ، ص 439 ) .

[ 26 - گزارش هگساندر ]

26 - چنان كه هگساندر
( Hegesandros )
1 گزارش مىكند ، اپيكرات
( Epikrates )
از مردم آتن يك تن از گروه فرستادگانى بود كه نزد شاه ايران رفته بودند . او هنگام گرفتن بخشش‌هاى فراوان شاه ايران ، شرم نكرده بود از اينكه از پادشاه آشكار و بىپروا چاپلوسى كند و بگويد : بهتر است در آتن هرساله نه تن كاردار عالىرتبه انتخاب نكنند 2 ، بلكه نه تن براى فرستادن به نزد شاه بزرگ . من در شگفتم كه آتنىها او را حتى به دادگاه هم نكشيدند ، درحاليكه دمادس
( Demades )
را تنها بدين جرم كه براى اسكندر لقب خداوندگار را پيشنهاد كرده بود ، ده تالان جريمه كردند ، و يا تيماگراس
( Timagoras )
را به جرم اينكه در مقام فرستاده به دربار ايران ، براى بجاى آوردن احترام در برابر شاه بزرگ زمين‌بوسى كرده بود به مرگ محكوم كردند 3 . . . ثئوپمپ
( Theopompos )
4 در كتاب هجدهم اثر خود تاريخ دربارهء نيكسترات
( Nikostratos )
از مردم آرگس
( Argos )
5 روايت مىكند كه او از شاه ايران چاپلوسى كرده بود . او مىنويسد : « چگونه مىتوان نيكسترات را رذل نناميد كه با آنكه در شهر آرگس بالاترين مقام را داشت و از نياكان خود ، هم‌نژاد و هم‌خواستهء بسيار به ارث برده بود ، ولى باز در چاپلوسى و اظهار بندگى نه تنها از همهء آن كسانى كه در آن زمان در لشكركشى شركت كردند برگذشت ، بلكه از هركس ديگر نيز پيش از آن زمان . زيرا ، نخست اينكه او آنهمه لاف مىزد كه نزد ايرانيان آبرومند است و حتى براى بدست آوردن اعتماد آنها پسر خود را به دربار شاه بزرگ برده است - بىگمان چنين رفتارى از كس ديگرى سرنزده بود - . ديگر اينكه ، هر روز هنگام خوراك ميز جداگانه‌اى پر از نان و همه‌گونه خورش فديهء جان شاه بزرگ مىچيد ، چون