بىزيانتر است ، همچنين در آب خواباندهء آن بهتر از آب نديده ، و بودادهء آن بهتر از خام است . بادام هراكلا
( Herakleia )
2 كه « بلوط زيوس » ناميده مىشود ، خاصيت بادام جاهاى ديگر را ندارد ، بلكه بر خشكى تن مىافزايد و معده را سنگين مىكند و خوردن زياد آن سردرد مياورد ، ولى تازهء اين بادام هم كمتر از خشك آن زيان دارد . گردو ( يا فندق ) ايران از « بلوط زيوس » كمتر سردرد نمىآورد ، اما مغذىتر است و دهان و گلو را به سوزش مىاندازد . بودادهء آن بهتر مىسازد و اگر آن را با انگبين بخورند از گردوى جاهاى ديگر زودگوارتر است . ولى گونهاى از آنكه پهن است نفخ مياورد . خشك آن بهتر از بوداده و بودادهء آن بهتر از خام آن مىسازد . . . گزنفان
( Xenophanes )
3 از مردم كلفن
( Kolophon )
4 در يكى از نقيضههاى خود چنين سروده است :
در زمستان در كنار آتش ،
بر تختى نرم 5 دراز كشيده با شكم سير ،
جام بادهء گوارا در دست و نخود بوداده در زير دندان ،
بايد چنين سرود :
اى گرامى ، تو كيستى و از مردم چه سرزمينى و سال تو چند است ؟
تو چند ساله بودى ، در آن زمان كه مردى از ماد بدينجا آمد ؟ ( دوم 42 ، ص 93 - 95 ) .
[ گزارش 9 در بارهء گياهان ]
9 - نيكاندر
( Nikandros )
1 در شعرى با عنوان « از جهان جانوران » مىگويد :
يا برگهاى نرم زنجبيل شام
يا گرد فلفل سبز و تازه
و يا ترتيزك تلخ از ماد ( دوم 73 ، ص 117 ) .