بود . ايران همچنين موضوع بسيارى از اشعار يونانى از حماسه ، تراژدى ، كمدى و ليريك بود ، از جمله تراژدى ايرانيان اثر آشيل و حماسهء پرسيكا اثر خويريل كه از آنها نيز تنها تراژدى ايرانيان كامل در دست است . به هر روى ، در يونان هميشه گروهى از دانشمندان و فرمانروايان بودند كه براى آنها زندگى ايرانى شيوهء دلخواهترى بهشمار مىرفت . البته اين گروه هميشه در اقليت بودند ، ولى ميان آنها هميشه در اينباره گفتگو و بحث بود و گاه كار بدانجا مىكشيد كه پيروان ايران ميهن خود را ترك مىكردند يا رانده مىشدند و گاه به ايران پناه مياوردند و گاه نيز به جرم خيانت محكوم و كشته مىشدند . اين كشمكشها كه نشان ديگرى از حضور هميشگى ايران در يونان است ، در بسيارى از آثار يونانى و از جمله در همين كتاب بزم فرزانگان به خوبى ديده مىشود .
اينكه آيا همهء اين مطالب درست و با بىطرفى گزارش شدهاند ، موضوعى است كه بايد جداگانه بررسى گردد . نگارنده هرچه در اين كتاب دربارهء ايران و ايرانيان يافته است از مثبت و منفى ، درست يا نادرست در دسترس خوانندگان گذاشته است . از سوى ديگر ، در اين گزارشها از مؤلفان ، فرمانروايان ، شهرها ، سرزمينها ، اساطير و . . . نام برده شده است كه خواننده بدون آشنايى كوتاهى با آنها ، مطلب را به درستى در نمىيابد و يا از زمان و مكان گزارش يا گزارشگر ناآگاه مىماند . از اين رو نگارنده در يادداشتهايى كه بر گزارشها افزوده است ، توضيحاتى آورده است كه برخى از آنها از توضيحات ترجمهء آلمانى برگرفته شده است و برخى از مراجع ديگر 3 . آثنايس در اثر خود برخى واژههاى ايرانى را نيز به كار برده است .
ايرانشناس بلژيكى فيليپ هويزه
( Huyse )
دربارهء ريخت اصلى و ريشهشناسى برخى از اين واژهها پژوهشى كرده است ( - پىنويس 2 ) و ما در يادداشتها به چند مورد آن اشاره كرديم . در ثبت نامهاى يونانى در بسيار جاها چه در گزارشها