گردند ، هرچند اين ترجمهها مانند ترجمهء حاضر از زبان اصلى انجام نگيرند .
آنچه در اين كتاب كمحجم از نظر خوانندگان مىگذرد ، برگردان گزارشهاى پراكندهاى است دربارهء ايران كهن كه نگارنده هنگام خواندن كتاب بزم فرزانگان نوشتهء نويسندهء يونانى آثنايس
( Athenaios )
فراهم آورده است .
آگاهى ما دربارهء آثنايس بسيار اندك است . زادگاه او شهر ناوكراتيس
( Naukratis )
واقع در دهانهء رود نيل و در هفتاد و پنج كيلومترى جنوب خاورى اسكندريه در مصر بود . اين شهر ، تنها شهر بازرگانى يونانى بود كه آن را پادشاه مصر آماسيس در سال 560 پيش از ميلاد ساخت . زمان زندگى آثنايس همزمان با فرمانروايى ماركوس آورليوس ( 161 - 180 م . ) است ، يعنى او در نيمهء دوم سدهء دوم در روم زندگى مىكرد . آثنايس مردى بود آشنا با ادبيات باستان يونان ، لغوى و دستورشناس و استاد در رشتهء سخنورى . گذشته از كتاب بزم فرزانگان نوشتههايى نيز دربارهء شاهان سوريه و ماشينهاى جنگى داشت كه هيچيك در دست نيست .
موضوع گفتگوى تنى چند دانشمند هنگام خوان و بزم موضوع نويى نيست و پيش از آثنايس چندين نمونه دارد . مشهورترين نمونهء اين آثار ضيافت از افلاطون ( 427 - 347 پ . م . ) و ضيافت از گزنفون ( 430 - 354 پ . م . ) است كه عنوان اصلى هر دو اثر
Symposion
است ( در يونانى باستان به معنى « گفتگوى دوستانه در بزم پس از شام » ) . همچنين مورخ رومى پلوتارخ ( 42 - 120 م . ) اثرى دارد با عنوان بزم هفت دانا و اثر ديگرى با عنوان گفتگوهاى ضيافت
( Symposiaka )
. در حالى كه موضوع اصلى كتاب ضيافت اثر افلاطون و گزنفون پيرامون « عشق » دور مىزند و دو اثر بلوتارخ بيشتر به فلسفه ، دانشهاى طبيعى و نقد ادبى مىپردازند ، موضوع بزم فرزانگان بسيار گونهگون است :