تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ايرانيات در كتاب بزم فرزانگان ( فارسي ) — صفحة 1

مساهمون:

ص١

پيشگفتار

اهميتى كه متون موجود به زبان‌هاى ايرانى باستان و ميانه دارند ، بيشتر به شناخت اين زبان‌ها و آگاهى از برخى آيين‌هاى دينى محدود مىگردد ، ولى مايهء آنها در زمينهء تاريخ و هنر و فرهنگ و زندگى اين جهانى ايرانيان بسيار اندك است و بدين سبب ، در كسب آگاهى در زمينه‌هاى مذكور از رجوع به متون يونانى ، لاتينى ، ارمنى ، سريانى ، عربى و فارسى بىنياز نيستيم . ايران‌شناسان غير ايرانى در زمينهء كار خود غالبا از برخى از اين آثار بهره‌ور گشته و مىگردند ، ولى در پژوهش‌هاى ايرانيان ، از متون عربى و فارسى گذشته ، توجه چندانى به متون ديگر نشده است ، مگر اندكى و آن نيز كمتر مستقيم ، بلكه بيشتر از راه نوشته‌هاى ايران‌شناسان خارجى . از ميان متون مورد نياز به زبان‌هاى نامبرده و يا دست كم به زبان يونانى ، تا آنجا كه نگارنده مىداند تنها كتاب تاريخ‌ها نوشتهء هردوت و كتاب پرورش كوروش نوشتهء گزنفون از ترجمهء انگليسى آنها به فارسى برگردانده شده‌اند . 1 ولى در همين دو ترجمه نيز در كار امانتدارى به متن اصلى هزينهء چندانى نشده است و هيچيك از دو ترجمه از توضيحات و فهرست‌هاى راهنما و نمايهء نام‌ها برخوردار نيستند كه اين خود نشان مىدهد كه ما به اين آثار بيشتر از نگاه داستان و افسانه نگريسته‌ايم و از اهميتى كه اين آثار در شناخت تاريخ و فرهنگ مادى و معنوى ايرانيان و مواد زبانى برخوردارند غافل مانده‌ايم و حتى در بررسى ريشهء داستان‌ها و اسطوره‌هاى خود نيز از اين منابع بهرهء چندانى برنگرفته‌ايم . از اين رو بايسته است كه نه تنها آثارى كه از اين زبان‌ها دربارهء ايران به صورت كامل در دست‌اند به دقت و با توضيحات كامل به زبان فارسى ترجمه گردند ، بلكه همچنين گزارش‌هاى پراكنده و پاره‌نوشت‌ها
( fragment )
نيز كه حاوى مطالبى دربارهء ايران كهن هستند ، رفته‌رفته به زبان فارسى ترجمه و منتشر