تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
امروزه بطحايى به جا نمانده ؛ زيرا همه جا راه‌سازى و آسفالت شده است . ( 1 )

بطن :

جمع آن « بطنان » به معناى جاهايى است كه سيلاب در آنها پهن و گسترده مىشود و باعث حاصل‌خيزى و فراوانى علف و گياه در آن مىگردد . در سيره از جاهايى به نام بطن رابغ ، بطن اضم ، بطن مرّ ، بطن نخله ، و بطن اعدا نام برده شده است . ما هر يك از اين جاها را بر اساس قسمت دوم نامش يا مضاف اليه آن در جاى خود توضيح داده‌ايم . در اينجا به توضيح بطن اعدا مىپردازيم . اين بطن در راه هجرت ، قبل از مدلجهء تعهن ، قرار داشته است . ( 2 )

بطن ريم :

- « ريم » . ( 3 )

بطيحاء :

مصغّر « بطحاء » است . گفته‌اند : ميدانگاهى بوده به ارتفاع حدود يك گز كه عمر بن خطاب آن را در بيرون مسجد مدينه ساخت و گفت : هر كس خواست شعرى بخواند يا جار بزند ، به اين ميدانگاه برود . . . اين ميدانگاه بعد از دورهء عمر ، ضميمهء مسجد شد . ( 4 )

بعاث :

( به ضم باء ) ، نام جايى است كه جنگ معروف ميان اوس و خزرج در آن به وقوع پيوست . در حديث آمده است : « جنگ بعاث جنگى بود كه خداوند آن را به رسول خويش پيشكش كرد . . . » . ( 5 )

بغيبغه

: مصغّر « بغبغ » و به معناى چاهى است كه آب آن نزديك باشد و به قولى : چاهى است به عمق يك قد يا در همين حدود . بغيبغه مزرعه‌اى بوده متعلق به امام على عليه السّلام كه امروزه به آن « ينبع النخل » مىگويند . آن حضرت اين مزرعه را وقف مسلمانان تهىدست كرد . جاسر مىگويد : هنوز هم اين نام بر زمين وسيع و خالى از سكنه‌اى كه در آنجا است ، اطلاق مىشود . ( 6 )

بقره :

راهى است كه از مدينهء منوّره به نخيل مىرود - « نخيل » . ( 7 )

بقعاء :

( به فتح باء و سكون قاف ) ، به معناى خشكسالى است . نام جايى در بيست و چهار ميلى مدينه است كه ابو بكر جهت تجهيز مسلمانان براى جنگ با اهل ردّه به آنجا رفت . بعضى گفته‌اند : همان ذو القصّه است . ( 8 )

بقيع :

در لغت به معناى جايى است كه در آن