امروزه بطحايى به جا نمانده ؛ زيرا همه جا راهسازى و آسفالت شده است .
( 1 )
بطن :
جمع آن « بطنان » به معناى جاهايى است كه سيلاب در آنها پهن و گسترده مىشود و باعث حاصلخيزى و فراوانى علف و گياه در آن مىگردد . در سيره از جاهايى به نام بطن رابغ ، بطن اضم ، بطن مرّ ، بطن نخله ، و بطن اعدا نام برده شده است . ما هر يك از اين جاها را بر اساس قسمت دوم نامش يا مضاف اليه آن در جاى خود توضيح دادهايم .
در اينجا به توضيح بطن اعدا مىپردازيم . اين بطن در راه هجرت ، قبل از مدلجهء تعهن ، قرار داشته است .
( 2 )
بطن ريم :
- « ريم » .
( 3 )
بطيحاء :
مصغّر « بطحاء » است . گفتهاند :
ميدانگاهى بوده به ارتفاع حدود يك گز كه عمر بن خطاب آن را در بيرون مسجد مدينه ساخت و گفت : هر كس خواست شعرى بخواند يا جار بزند ، به اين ميدانگاه برود . . . اين ميدانگاه بعد از دورهء عمر ، ضميمهء مسجد شد .
( 4 )
بعاث :
( به ضم باء ) ، نام جايى است كه جنگ معروف ميان اوس و خزرج در آن به وقوع پيوست . در حديث آمده است :
« جنگ بعاث جنگى بود كه خداوند آن را به رسول خويش پيشكش كرد . . . » .
( 5 )
بغيبغه
: مصغّر « بغبغ » و به معناى چاهى است كه آب آن نزديك باشد و به قولى :
چاهى است به عمق يك قد يا در همين حدود . بغيبغه مزرعهاى بوده متعلق به امام على عليه السّلام كه امروزه به آن « ينبع النخل » مىگويند . آن حضرت اين مزرعه را وقف مسلمانان تهىدست كرد .
جاسر مىگويد : هنوز هم اين نام بر زمين وسيع و خالى از سكنهاى كه در آنجا است ، اطلاق مىشود .
( 6 )
بقره :
راهى است كه از مدينهء منوّره به نخيل مىرود - « نخيل » .
( 7 )
بقعاء :
( به فتح باء و سكون قاف ) ، به معناى خشكسالى است . نام جايى در بيست و چهار ميلى مدينه است كه ابو بكر جهت تجهيز مسلمانان براى جنگ با اهل ردّه به آنجا رفت . بعضى گفتهاند : همان ذو القصّه است .
( 8 )
بقيع :
در لغت به معناى جايى است كه در آن