جمع آن « اباطح » است و « بطاح » « جمع غير قياسى مىباشد . مقصود از بطاح در اينجا ، بطاح مكه است . قبيلهء قريش به دو گروه تقسيم مىشدند : يكى قريش بطاح ؛ كسانى از قريش كه ميان دو اخشب ( كوه ) مكّه مىزيستند و ديگرى قريش الظواهر ؛ آنان كه در بيرون از اين شعب ( درّه ) زندگى مىكردند . قريش بطاح ارجمندتر از ديگرى بود .
( 1 ) نيز بطاح : سرزمينى است در زيستگاه بنى تميم . در همينجا بود كه خالد بن وليد با مرتدّان بنى تميم و بنى اسد ، كه طليحة بن خويلد نيز با آنان بود نبرد كرد ، و در اين نبرد مالك بن نويره به قتل رسيد .
( 2 )
بطحان :
وادى است . در ضبط اين كلمه اختلاف است . اهل حديث آن را به ضمّ باء و سكون طاء تلفظ كردهاند و اهل لغت به فتح باء و كسر طاء . روايت سوّمى هم هست كه در آن ، با فتح اول و سكون دوم آمده است .
بطحان يكى از وادىهاى بزرگ و اصلى مدينه است . در حديث آمده است : بطحان بر روى ترعهء ( در ، يا پله ) اى از ترعههاى بهشت قرار دارد . . .
اين وادى از حرّهء شرقى مدينه شروع مىشود و از عوالى و سپس از نزديك مسجد النبى مىگذرد و در شمال جمّاوات به عقيق وصل مىشود - « اودية المدينه » .
( 3 )
بطحاء :
در كتاب « الام » شافعى ، مطلبى آمده كه نشان مىدهد بازار مدينه را بطحاء مىگفتهاند .
( 4 )
بطحاء ابن ازهر :
در غزوهء ذو العشيره ، از اين محل ياد شده است . . . روايت شده كه آن حضرت از نقب ( راه باريك و تنگ كوهستانى ) بنى دينار و سپس از فيفاء ( بيابان ) الخبار گذشت و در بطحاء ابن ازهر زير درختى فرود آمد و در پاى آن نماز خواند . . .
گفتهاند : فيفاء الخبار همان است كه امروزه به نام « دعيثه » يا عزيزيّه مىخوانند و در مدينه است و بطحاء ابن ازهر ، بخشى از آن بوده ولى معروف نيست . بر من معلوم نشد كه اين ابن ازهر كه بطحاء به او نسبت داده شده ، چه كسى است .
( 5 )
بطحاء مكه
: نام قسمتى از وادى مكه ميان حجون تا مسجد الحرام بوده است . . .