تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
بار سفر به سوى آن خواهم بست . مقداد بن عمرو نيز در روز بدر اين كلمه را به كار برد .

[ بركه :

از نام‌هاى زمزم است . « 1 » ] ( 1 )

بركه :

( به فتح سه حرف اول ) ، چشمه‌اى است در وادى ينبع النخل كه به جهينه تعلق داشته است . جاسر مىگويد : از چشمه‌هاى « عشيره » ، محل يكى از غزوات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . ( 2 )

برمه :

( به كسر باء و سكون راء ) ، يكى از اعراض « 2 » مدينه ، واقع در بين خيبر و وادى القرى بوده است . ( 3 )

برود :

( به فتح اول ) ، جايى است در وادى فرع كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در آنجا نماز خواند . ( 4 )

بزاخه :

( به ضم باء ) ، در تعيين محلّ آن اختلاف است ؛ بعضى گفته‌اند : آبى بوده از قبيلهء طىء و به قولى متعلّق به بنى اسد . بعضى گفته‌اند : ريگستانى بوده واقع در پشت مناج ، روبه‌روى راه كوفه . جنگ بزاخه ، يكى از جنگ‌هاى ردّه است كه در زمان خلافت ابو بكر به وقوع پيوست ، در اين جنگ ، سپاه اسلام به فرماندهى خالد بن وليد براى سركوب طليحهء اسدى اعزام شد . در همين جنگ بود كه عكّاشة بن محصن ( يكى از سرداران اسلام ) كشته شد . ( 5 )

بسّ :

( به ضمّ باء و تشديد سين ) ، اين نام خاصّ ، در شعرى از عباس بن مرداس كه در غزوهء حنين سرود ، آمده است . او چنين مىسرايد :
ركضنا الخيل فيهم يوم بسّ * إلى الأورال تنحط بالنّهاب
بذي لجب رسول اللّه فيهم * كتيبته تعرّض للضّراب
( 6 )

بساق :

( به ضمّ باء ) ، اين كلمه را به صورت بصاق ( با صاد ) نيز آورده‌اند و آن كوهى است در عرفات و به قولى : وادىاى است ميان مدينه و جار ( بندرى قديمى نزديك ينبع ) . در خبر اسلام آوردن مغيرة بن شعبه ، كه پس از ديدارش با مقوقس و بازگشتش از مصر روى داد ، از قول وى آمده است : چون به « بساق »
هامش
( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 1 ، ص 404 ؛ فاكهى ، ج 2 ، ص 68 ( 2 ) . براى اطلاع از معناى عرض ( جمع آن : اعراض ) مراجعه كنيد به كلمهء « عرض » در حرف « عين » - م .