2 . نام مسجد الحرام است .
3 . به مطاف گفته مىشود . « 1 » ]
( 1 )
بلاط :
( به فتح باء و كسر آن ) ، جايى است در مدينه ، ميان مسجد النبى و بازار شهر ، كه سنگفرش است . روايت شده كه براى عثمان آب آوردند و او در بلاط وضو گرفت . مقصود از بلاط در اين روايت ، همين بلاط ياد شده است . بنابراين ، بلاط بين مسجد النبى تا مناخه در شرق مسجد نبوى است و همان است كه مروان به دستور معاويه آنجا را سنگفرش كرد .
بخارى در صحيح خود بابى را گشوده است دربارهء كسى كه شترش را در بلاط يا در مسجد عقال كند و در اين زمينه حديث جابر را آورده است كه گفت : پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله وارد مسجد شد و من نزد ايشان رفتم و شتر را در بلوط ، عقال بستم . بخارى همچنين بابى را به رجم كردن در بلاط اختصاص داده و حديث دو نفر يهودى را كه زنا كرده بودند ، از قول ابن عمر آورده است كه گفت : آن دو در محل بلاط سنگسار شدند . در روايتى ديگر از ابن عمر آمده است : آن دو در نزديكى جايگاه جنازهها رجم شدند .
( 2 ) در مسند احمد و مستدرك حاكم از ابن عباس روايت شده كه :
پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور داد دو نفر يهودى را جلوى در مسجد رجم كردند .
همهء اينها درست است ؛ چرا كه بلاط محلّى قديمى و پيش از حكومت معاويه وجود داشته است .
از آنچه گفتيم روشن مىشود كه بلاط در شرق مسجد در ناحيهء محلّ جنازهها بوده است . ظاهر سخن ابن زباله و ابن شبه گوياى آن است كه بلاط براى اولين بار در زمان معاويه به وجود آمد ؛ زيرا اين دو نفر از قول عثمان بن عبد الرحمن بن عثمان بن عبد اللّه روايت كردهاند كه گفت : مروان بن حكم به دستور معاويه بلاط را سنگفرش كرد .
مروان ممرّ پدر خود حكم به مسجد را سنگفرش كرد ؛ زيرا پدرش پير و مبتلا به باد مفاصل شده بود و هرگاه به مسجد مىرفت ، پاهايش را به زمين مىكشيد و گرد و خاك به وجود مىآمد . وقتى اين كار را كرد ، معاويه به او دستور داد كه بقيهء جاهاى نزديك مسجد را نيز سنگفرش
هامش
( 1 ) . الميزان ، ج 4 ، ص 350