رسيديم . . . احتمال دارد كه همين « بساق » باشد كه از آن سخن مىگوييم و شايد هم « بشقا » باشد كه شرح آن خواهد آمد . اما به احتمال قوى همين بساقى باشد كه ميان مدينه و جار ، در مسير آمد و شد كنندگان به مصر ، قرار دارد ؛ چرا كه مغيره هنگام بازگشت از مصر ، همسفران خود را به قتل رساند و راهى مدينه شد و اسلام آورد . ماجراى او را در طبقات ابن سعد ، ( ج 4 ، ص 285 ) ببينيد . [ همچنين بساق از اسامى مكّهء مكرمه است . « 1 » ]
( 1 )
بشاق :
قريهاى است در مصر . در حديث آمده است : ابليس وارد عراق شد و كار خود را پيش برد ، سپس به شام رفت ؛ اما مردم او را راندند تا اينكه وارد بشاق گرديد ، آنگاه به مصر رفت و در آنجا تخم گذارد و جوجه كرد .
گفتهاند : اين در زمان فتنهء عثمان بوده و ابليس اشاره به عبد اللّه بن سبأ مىباشد .
( 2 )
بصرى :
در خبر مربوط به مسافرت پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله با عمويش ابو طالب به شام و ملاقات با راهبى به نام « بحيرى » از اين مكان نام برده شده است . بصرى بزرگترين شهر حوران بوده است . . . اين شهر اكنون در خاك جمهورى عربى سوريه قرار دارد و داراى آثارى تاريخى است .
( 3 )
بصّه :
چاهى بوده در باغى معروف به همين نام و بر سر راه كسى كه از طريق شارع العوالى ، از مركز مدينه به قبا و قربان مىرود . به نام « بوصه » نيز از آن ياد شده است . حدود 220 متر با بقيع فاصله دارد .
( 4 )
بضاعه :
( به ضمّ اول و گاه كسر آن ) ، چاهى است در محلّهاى كه امروزه به همين نام موسوم است و نزديك سقيفهء بنى ساعده در مدينه قرار داشته است .
گفتهاند : بضاعه ، خانهء بنى ساعده در مدينه بوده و چاه آن معروف است .
دربارهء همين چاه بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فتوا داد : آب تا زمانى كه تغيير نكرده ، پاك است . پيرامون آب چاه بضاعه ميان فقها اختلاف نظريه است .
( 5 )
بطاح :
( به كسر و ضمّ باء ) ، جمع « بطحاء » است و بطحاء در لغت به معناى مسيلى است كه در آن شن و سنگريزه باشد .
هامش
( 1 ) . شفاء الغرام ، ج 1 ، ص 76