پيشگفته است و عبارت است از تپههاى سرخرنگ آميخته به سفيدى و از اين رو به رنگ زرد ديده مىشود كه در فاصله بيست و چهار كيلومترى رابغ به مدينه واقع شدهاند .
( 1 )
اضاة بنى غفار :
بكرى مىگويد : اضاة واحد اضاء است . ياقوت آن را به صورت « اضاءة » با همزه آورده است .
بكرى مىنويسد : اضاة بنى غفار جايى است در مدينه . او اين حديث ابو داود را آورده است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در اضاة بنى غفار بود كه جبرئيل بر آن حضرت فرود آمد و گفت : « إن اللّه تبارك و تعالى يأمرك أن تقرئ أمّتك القرآن على حرف » ؛ « خداوند تبارك و تعالى به تو فرمان مىدهد كه قرآن را بر امت خود ، با يك حرف ( لهجه و لغت ) بخوانى ) . »
ياقوت مىنويسد : جايى است نزديك مكه ، واقع در بالاى سرف ، نزديك تناضب ، و در حديث مغازى از آن نام برده شده است .
ازرقى در « اخبار مكه » مىنويسد :
اضاة بنى غفار كه در حديث وارد شده ، در مكه ، در مكان موسوم به « حصحاص » است كه محلّ گورستان مهاجرين مىباشد .
اضاءة به معناى آبى است كه از سيل يا جز آن ، در يك جا جمع شود .
به قولى ؛ بركهء كوچك يا مسيل آب به بركه است و غفار نام قبيلهاى از كنانه . به احتمال قوى اين مكان در مدينه بوده ؛ زيرا اولا : اختلاف لهجههاى عرب در واقع پس از هجرت بروز كرد ، ثانيا :
حديث پيشگفته به يك طريق ، از ابىّ بن كعب انصارى روايت شده است .
( 2 )
اضم :
( به كسر همزه و فتح ضاد ) ، واديى است كه جز در غزوهء « بطن اضم » از آن نام برده نشده است . علت نامگذارى اين وادى به اضم ، آن است كه سيلهاى وادىهاى بطحان و قناة و عقيق در آنجا به هم مىپيوندند و سيل واحدى را به وجود مىآورند كه در ميان وجه و املج ( امّ لجّ ) به درياى سرخ مىپيوندد . اضم نامى قديمى است ولى بعدها به بخشهايى از آن نامهاى ديگرى اطلاق شد . مثل نام « الخليل » كه از نقطهء بعد از تلاقى آنها به اين نام خوانده مىشود و سپس تا جايى كه به دريايى مىريزد به نام « وادى حمض » ناميده مىشود .