پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در مسير غزوهء بدر در آنجا فرود آمده است . « 1 » ]
( 1 )
وادى رانونا :
رانون هم گفته شده است . ابن شبّه مىگويد : سيل اين وادى از مقمن ، كوهى در سمت عين ( جنوب ) كوه عير مىآيد و سپس به قرين صريحه معروف به قرين الضرطه و آنگاه به سد عبد اللّه بن عمرو بن عثمان ، معروف به سدّ عنتر مىريزد و از آنجا در صفاصف پخش مىشود و به عصبه مىريزد و از داخل اين وادى عبور مىكند و از سمت راست قبا مىگذرد و سپس وارد عوسا ، معروف به حوسا مىشود و آنگاه از سراره ، واقع در منزلگاههاى بنى بياضه مىگذرد و در آنجا به دو شاخه تقسيم مىشود .
شاخهاى از بئر جشم ، در بنى بياضه ، عبور مىكند و به سكّة الخليج مىرسد و سرانجام به وادى بطحان مىريزد .
وادى عقيق :
در صحيح بخارى از قول [ عبد اللّه بن ] عمر روايت شده است كه گفت : شنيدم پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در وادى عقيق مىفرمايد : « ديشب كسى نزد من آمد و گفت : در اين وادى مبارك نماز بگزار » .
از منذر بن عبد اللّه نقل شده كه وى از افراد مطّلع و آگاه شنيده است كه عرصه ؛ يعنى عرصهء عقيق ، از محجّهء يين ؛ يعنى راه فقرهء كنونى كه در سمت شام جاوات مىباشد ، تا محجهء شام است و از ابتداى جرف تا نقيع را در بر مىگيرد .
عقيق به دو بخش تقسيم مىشود كه به آنها عقيقان مىگويند . عقيق پايين عقيق مدينه است كه به نام عقيق ( صفر خوانده مىشود و بئر رومه در آن قرار دارد و ديگرى عقيق اكبر است كه بئر عروه در آن جاى دارد . عقيق ديگرى هم هست كه نزديك عقيق اكبر مىباشد و جزو بلاد مزينه است . وجه تسميهء عقيق آن است كه سيل آن ، حرّه « 2 » را مىشكافد و قطع مىكند ( عقّ در لغت به معناى شكافتن و قطع كردن است ) . مىگويند « تبّع » از عرصه عبور كرد و گفت : اينجا عرصهء زمين است و از آن پس ، آن منطقه كه « سليل » نام داشت ، به نام عرصه خوانده شد و از عقيق گذشت و گفت :
هامش
( 1 ) . بلادى ، ج 2 ، ص 18
( 2 ) . حرّة : زمين سنگلاخ سوخته ( فرهنگ بزرگ جامع نوين - عربى - فارسى ) .