بعد از حيات پيامبر خدا اين سرزمين به دست مسلمانان فتح شد . نامهء پيشگفتهء حضرت به جذاميان ، خود يكى از نشانهها و دلايل نبوت آن بزرگوار مىباشد و اشارهاى است به اين مطلب كه اسلام آن ديار را فرا خواهد گرفت .
( 1 )
ارما :
( به فتح همزه و سكون راء ) ، چاهى است كه غزوهء ذات الرقاع در نزديكى آن به وقوع پيوست .
( 2 )
اروان :
نام چاهى است در مدينهء منوّره كه به نام « ذروان » و « ذواروان » نيز خواندهاند . حرف ذال و نيز « اوران » .
( 3 )
اريحاء :
در حديث بخارى آمده است كه عمر يهوديان خيبر را به تيماء اريحاء كوچاند . شارح بخارى مىنويسد : تيماء و اريحاء دو جاى مشهور است در نزديكى سرزمين طئ در ساحل دريا ، واقع در ابتداى راه شام از مدينه .
البته تيماء معروف است . بعد از خيبر و در مسير راه اردن واقع شده است اما اريحاء ، به نظر نمىرسد كه در خاك عربستان سعودى باشد ، بلكه شهرى است در فلسطين .
( 4 )
اريس :
چاهى است كه به آن « بئر الخاتم » نيز مىگويند ؛ زيرا انگشتر و خاتم پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از دست عثمان در آن چاه افتاد .
پژوهشگران معتقدند اريس در غرب مسجد قبا ، حدود 42 مترى در مسجد قديم ، قرار داشته است .
( 5 )
ازرق :
واديى است . در حديث آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله به واديى رسيد و پرسيد : نام اين وادى چيست ؟ عرض كردند : وادى ازرق . . .
بكرى مىنويسد : وادى ازرق يك ميل پس از امج به مكه قرار دارد .
( 6 )
اساف :
نام يكى از بتهاى مكّه بوده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله در روز فتح مكه آن را شكست .
از ابن بت همواره در كنار بتى ديگر به نام « نائله » اسم برده مىشود .
[ اسبوع :
گاه بدون الف يعنى « سبوع » مىآيد ؛ از عدد سبع يعنى هفت گرفته شده و به « اسبوعات » جمع بسته مىشود .
اين واژه بيشتر در مورد طوافهاى هفتگانه به گرد خانهء كعبه به كار مىرود ؛ مثلا گفته مىشود : « طفت بالبيت