داستانى كه جابر راجع به معاويه نقل كرده و به روز بدر مربوط مىشود ، نام برده شده است . جابر گويد : به معاويه گفت : ظهر را كجا استراحت مىكنى ؟
پاسخ داد : در تپههاى ارثد . . . ياقوت مىنويسد : ارثد نام واديى است ميان مكه و مدينه ، در وادى ابواء .
( 1 )
ارحضيه :
- « رحضيّه » .
( 2 )
اردنّ :
( به ضمّ اول و سكون راء و ضمّ دال و نون مشدّد ) ، در حديث آمده : « شما پيوسته با كفّار خواهيد جنگيد تا بازماندگان شما با دجّال در بطن اردن پيكار كنند ، شما از غرب آن و دجّال از شرقش . »
امروزه ، اردن به نام « كشور پادشاهى اردن هاشمى » معروف است و بيشتر به شرق رود اطلاق مىشود ، اما در كتابهاى جغرافيايى قديم ، اردن با فلسطين بوده و برخى مناطق آن را در برمىگيرد و تا ساحل درياى مديترانه امتداد دارد و « عكا » از بنادر اردن بود و فلسطين يا « جند فلسطين » شامل شرق اردن مىشد و « معان » در جند فلسطين قرار داشته است . مرزهاى فعلى ، مرزهايى ساختگى هستند كه انگليسىهاى لعنتى آن را وضع كردهاند .
( 3 )
ارض بنى سليم :
در جنگ ابن ابى العوجاء سلمى با بنى سليم ، در سال هفتم كه در آن ، يارانش كشته شدند و خودش جان سالم به در برد ، از اين زمين نام برده شده است .
ارض بنى سليم سرزمين وسيعى بود كه بيشتر حرّهء « 1 » حجاز را ، از جنوب مدينه تا شمال مكّه ، در بر مىگرفت .
حرّهء حجاز همان است كه به نام « حرّهء بنى سليم » خوانده مىشد . ظاهرا مقصود از آن در اينجا زمين نزديك به « مهد الذهب » است .
( 4 )
ارض جابر :
مراد از جابر همان جابر بن عبد اللّه انصارى است . براى اطلاع از ماجراى زمين او ، - « بئر القرّاصه » در حرف قاف .
( 5 )
ارض دوس :
دوس نام قبيلهاى است .
- « دوس » .
[ اركان كعبه :
اركان كعبه به چهار گوشهء آن گفته مىشود كه عبارتند از :
1 . ركن اسود ؛ همان ركنى است كه
هامش
( 1 ) . حرّه : به معناى زمين داراى سنگهاى سياه و سست و سوخته مانند است ، سنگلاخ - م .