براى تجارت به غزّه رفته بود ، در همين شهر از دنيا رفت . شافعى نيز در غزه به دنيا آمده است .
( 1 )
غضبان :
( قصر غضبان ) ، جايى بوده در حومهء بصره . نقل شده است انس بن مالك دعا كرد كه خداوند براى باغى كه داشت باران بفرستد و باران آمد و به « قصر غضبان » نرسيد . مقصود اين است كه خداوند دعاى اين صحابى را مستجاب كرد و فقط بر باغ او باران فرستاد .
( 2 )
غضوين :
( ذو غضوين ) ، تثنيهء « غضا » است . در حديث هجرت اين نام برده شده است .
ابن اسحاق مىگويد : سپس بلد راه ، آن دو ( پيامبر و ابو بكر ) را از بطن مرجح در ذو الغضوين برد .
بعضى آن را « عصوان » گفتهاند كه تثنيه « عصا » است و به يكى از آنها « عصا اليمنى » مىگويند و به ديگرى « عصا اليسرى » . در آبراههاند كه بعد از پيوستن به يكديگر دو وادى مجاج ، يكى از ريزابههاى وادى فرع مىريزند .
( 3 )
غطفان :
قبيلهاى عدنانى است كه در آن قسمت از سرزمين نجد كه بعد از وادى القرى و كوه طئ است ، مىزيستند ؛ از جمله ديار غطفان است :
ذو ارل و هباءة . و از كوههاى ايشان است :
ضرغد . و از وادىهاى آنهاست : « رمّه » .
اين قبيله در زمان جاهليت بت عزّى را مىپرستيدند .
( 4 )
غفار :
قبيلهاى عربى است كه در اطراف مكه به سر مىبردند . از قناتهاى اين قبيله است : « بدر » ؛ و از وادىهاى آنهاست :
« ودّان » ؛ و از جمله ديار ايشان است :
وادى صفرا واقع در ميان مكه و مدينه .
( 5 )
غماد :
( به كسر اول و بعضى هم به ضمّ آن گفتهاند ) ، راجع به اين كلمه ، پيشتر در ذيل عنوان « برك » توضيح دادهايم . به اين عنوان در حرف باء رجوع شود .
ياقوت مىگويد : مىتواند جمع « غمد » باشد كه به معناى غلاف شمشير است ، اما در ميان اسامى امكنه ، معنايى ندارد . بنابراين ، بايد مأخوذ از « غمدت الرّكيّة » باشد ؛ يعنى آب چاه زياد شد .
( 6 )
غمدان :
( به ضمّ اول ) ، دژ يا ارگى بوده در يمن ، واقع در نزديك صنعا كه ارياط حبشى آن را ويران كرد .