( 1 )
غران :
( به ضمّ اول و تخفيف دوم ) ، بر وزن « غراب » . در خبر غزوهء بنى لحيان يا همان « رجيع » از اين وادى ياد شده است .
ابن اسحاق مىنويسد : غران واديى است ميان « امج » و « عسفان » و منازل بنى لحيان در آنجا قرار داشته است .
« امج » اكنون « خليص » معروف است و راه مكه به مدينه در هشتاد و هفت كيلومترى بعد از گردنهء غزال به سمت غران پايين مىرود . - « نقشهء ما بين طائف و رابغ » .
( 2 )
غرز النقيع :
- « نقيع » .
( 3 )
غرس ( بئر غرس ) :
غرس در لغت به معناى قلمهء درخت يا نهالى است كه در زمين مىنشانند تا برويد . چاه غرس كه در احاديث نبوى از آن ياد شده ، در قبا بوده است . نيز - « بئر » .
( 4 )
غرقد : ( بقيع الغرقد ) ،
غرقد در لغت به معناى گياه ديوخار است . نام بقيع الغرقد ، قبرستان عمومى مدينه ، از همين معنا گرفته شده است .
( 5 )
غرور :
( به ضمّ اول ) ، گردنهاى است در يمامه . از همين گردنه بود كه خالد بن وليد بر مسيلمهء كذّاب تاخت .
( 6 ) غرّه : ( به ضمّ اول و تشديد دوم ) ، به گفتهء ياقوت ، دژى بوده در مدينه متعلّق به بنى عمرو بن عوف . كه منارهء مسجد قبا در محلّ آن ساخته شد .
( 7 ) غزّات : همان غزّه است .
( 8 ) غزال : به معناى آهوى نر است و همان گردنهء عسفان مىباشد كه از شمال مشرف بر عسفان است . اين گردنه در 85 كيلومترى شمال مكه قرار دارد .
( 9 )
غزّه :
شهرى كنعانى عربى است و يكى از قديمىترين شهرهاى دنيا مىباشد .
ياقوت مىگويد : غزّه برگرفته از « غزّ فلان بفلان و اغتزّ به » است ؛ يعنى فلانى را از ميان ياران خود برگزيد و او را از ياران خاص خود قرار داد . دباغ مىگويد : به احتمال زياد ، به معناى « قوىّ » ، « مخازن » ، « گنجينهها » و « آنچه اندوخته مىشود » است . در حديث آمده : « شما را به دو عروس : غزّه و عسقلان مژده مىدهم » . اين شهر در زمان خلافت ابو بكر به دست عمرو بن عاص فتح شد . « هاشم » بن عبد مناف كه