( 1 )
غمر مرزوق :
در « انساب الأشراف » بلاذرى به همين صورت آمده ، اما آن را در اعلام اماكن نيافتم . در « معجم البلدان » از جايى به نام « غمره » ياد كرده و گفته است كه غمره از توابع مدينه است در راه نجد .
اما بلاذرى مىگويد : دو شب راه با « فيد » فاصله دارد ( - فيد ) . آنچه در انساب الأشراف آمده ، احتمالا يا تحريف است و يا مركب از سه كلمهء « غمر + مرّ + زوق » .
در طبقات ، از اعزام سريّهء عكّاشة بن محصن به سوى غمر ، غمر مرزوق ، سخن به ميان آمده و گفته است :
غمر قناتى است متعلق به بنى اسد كه فاصلهء آن تا « فيد » ، راه اول به مدينه ، دو شب راه است .
( 2 )
غمره :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، در سيره آمده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله عكاشة بن محصن را به جنگ غمره فرستاد . غمره يكى از منازل و باراندازهاى قديمى حجّاج عراقى بوده ، در كرانهء شرقى وادى عقيق ( طائف ) كه هنگام عبور از بين عشيره و مسلح ، در شش منزلى شمال شرقى مكه ، در آنجا اتراق مىكردهاند . مقصود عقيق عشيره است . - نقشهء راهها .
( 3 )
غموص :
( به ضمّ اول و دوم ) ، دژ ابو الحقيق بوده در خيبر . در همين دژ بود كه صفيه دختر حيىّ ، كه بعدا در زمرهء همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درآمد ، اسير شد . ظاهرا غموص تحريفشدهء « قموص » است .
( 4 )
غمير :
بر وزن « حسين » و مصغّر « غمر » است ، به معناى آب فراوان . ياقوت مىگويد : غمير جايى است ميان ذات عرق و بستان و دو ميل قبل از آن ، قبر ابو رغال قرار دارد . بستان در بالاى نخلهء ابو رغال در مغمّس است . - « قبر » .
( 5 )
غميس :
( به فتح اول و كسر دوم ) ، در خبر غزوهء بدر ، از آن نام برده شده است . اين كلمه به « حمام » اضافه مىگردد و گفته مىشود : « غميس الحمام » . غميس يكى از وادىهاى مدينه است كه هنوز هم به همين نام خوانده مىشود . اين رودخانه از تپههاى واقع در غرب شهر « فريش » سرچشمه مىگيرد و سپس در جهت شمال شرقى جريان مىيابد تا اينكه به وادى ( رودخانه ) فريش مىپيوندد . در كرانهء راست وادى غميس ، « صخيرات اليمام » قرار دارد .