مىتوانيم بگوييم كه وادى عقيق خوشآبوهواترين منطقهء مدينه است . در اين باره كافى است حديثى را بياوريم كه بخارى از عمر بن خطاب روايت كرده است .
( 1 ) عمر مىگويد : در وادى عقيق از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه مىفرمايد :
ديشب كسى از جانب پروردگارم نزد من آمد و گفت : در اين وادى مبارك نماز بخوان و بگو كه : ( نماز خواندن در اين وادى معادل ) عمرهاى است كه در موسم حج گزارده شود . از عامر بن سعيد نيز روايت شده كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله سواره به عقيق رفت و سپس برگشت و فرمود :
عايشه ! ما از عقيق مىآييم ، چه زمين نرم و آب گوارايى دارد ! عايشه مىگفت :
عرض كردم : اى پيامبر خدا ، آيا به آنجا منتقل نشويم ؟ فرمود : « چگونه برويم ، در حالى كه مردم آنجا خانه ساختهاند ؟ »
به خاطر خوش آب و هوايى اين وادى بود كه بلال بن حارث از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درخواست كرد آن را به اقطاع وى دهد و حضرت هم تمام آن را به وى بخشيد .
اما در زمان خلافت عمر ، عقيق پايينتر از مدينه ( عقيق ادنى ) را از وى گرفت و عقيق اقصى را كه ذو الحليفه در آنجاست در اختيار او باقى گذاشت . عبد اللّه بن ابى بكر مىگويد : چون عمر به خلافت رسيد ، به بلال گفت : اى بلال ، تو عقيق را از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله طلبيدى و آن حضرت چيزى را كه از ايشان تقاضا مىكردند ، دريغ نمىكرد . اكنون تو از عهدهء تمام آنچه در اختيار دارى برنمىآيى . بلال گفت : درست است . عمر گفت : پس ببين آن مقدار از عقيق را كه از عهدهاش برمىآيى براى خودت نگهدار و بقيه را به ما بده تا تقسيمش كنيم . بلال نپذيرفت .
عمر گفت : بايد اين كار را بكنى . پس آن مقدار از عقيق را كه بلال توانايى آباد كردنش را نداشت ، از او گرفت و ميان مسلمانان تقسيم كرد .
( 2 ) اين وادى ، مدينه را از سمت جنوب و غرب و شمال دور مىزند ، اما با مدينه فاصلهء زيادى دارد ؛ زيرا از جهت جنوب بعد از قبا ، در شمال وادى نقيع ( كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آن را براى اسبهاى جهاد قرق كرد ) قرار دارد و در آن درختان بزرگ و نيزارهاى انبوه وجود داشت ؛ به طورى كه فرد سواره در لابهلاى آنها گم مىشد . مبدأ اين وادى
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: حميدرضا شيخى
ص٢٧٣