از جهت غرب ، در دو ميلى مدينه بوده و از مدينه تا آنجا با ماشين پانزده دقيقه راه است . اين وادى به سمت غرب تا بعد از ذو الحليفه ؛ يعنى تا محلّ آبار على ، امتداد مىيابد كه مسافتى حدود دو ساعت و بيست دقيقه است . اما از شمال ، به محل بئر رومه ختم مىشود . بخش نزديك به مدينه از عقيق كبير يا اكبر را ، كه چاه عروه در آن واقع است و عقيق اقصى را كه ذو الحليفه در آنجاست ، با نام مطلق عقيق مىخوانند و اين همان قسمتى است كه عمر در دست بلال بن حارث باقى گذاشت . بخش شمالى اين وادى ، به نام عقيق صغير خوانده مىشود و چاه رومه در آن واقع است .
( 1 ) در عقيق ، دو عرصه و سه جمّاء وجود دارد . عرصه در لغت به معناى فضا و ميدان وسيعى است كه خالى از هر گونه بنا و ساختمان باشد و جمّاء به معناى تپه است . يكى از اين دو عرصه كه بزرگتر از ديگرى است ، بعد از چاه رومه قرار دارد و به « عرصة البقل » معروف است . عرصهء ديگر ميان عرصهء بزرگ و عقيق كبير واقع است و به آن « عرصة الماء » مىگويند . اين دو عرصه از بهترين و ارزشمندترين جاهاى مدينه است .
بنى اميه ، به دليل بخل و ضنّتى كه نسبت به اين دو نقطه داشتند ، اجازهء ساخت و ساز در آنها را به كسى نمىدادند و فرماندار مدينه جز با اجازه و دستور خليفه نمىتوانست بخشى از اين دو عرصه را به تيول كسى بدهد .
( 2 ) گفتيم كه در عقيق سه جماء يا تپه نيز وجود دارد ؛ 1 . « جمّاء تضارع » ، كه به چاه عروه و پس از آن منتهى مىگردد 2 .
« جمّاء امّ خالد » ، كه در شمال جماء تضارع قرار دارد 3 . « جمّاء عاقر » ، كه در شمال « جماء امّ خالد » است .
( 3 ) در صدر اسلام ، در عقيق قصرهاى با شكوه و باغهاى سرسبز و خرّم و درختان ميوه وجود داشت كه در اشعار عربى از آنها ياد شده است . يكى از اين قصرها قصر عروة بن زبير بود كه در كنارش چاه زبير قرار داشت . ديگرى قصر عاصم بن عمرو و قصر مغيرة بن ابى العاص و قصر عنبسة بن عمرو بود .
جعفر بن سليمان زمانى كه والى مدينه بود در قصر عنبسه سكنى گزيد و در اطراف آن خانههايى ساخت و حشم و خدم خود را در آنها جاى داد ولى بعد از
المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 274
مساهمون: حميدرضا شيخى
ص٢٧٤