[ عرش :
از نامهاى مكهء معظمه مىباشد . « 1 » ]
( 1 )
عرش :
( به ضمّ اول و سكون دوم كه بعضا به ضمّ آن نيز روايت شده ) ، جمع « عريش » است ، به معناى سايبانى كه از شاخههاى بدون برگ درخت خرما درست مىكنند و روى آن را با گياه « يز » مىپوشانند .
گفته شده : عرش نامى است براى خود مكه و ظاهرا به اين علت عرش ناميده شده كه در آن ، از اين نوع سايبانها و كپرها زياد بوده است . در حديث است كه عمر همين كه چشمش به عرش مكه ؛ يعنى خانهها و آلونكهاى نيازمندان و تهيدستان مكه مىافتاد تلبيه را قطع مىكرد .
( 2 )
عرصه :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، در لغت به معناى هر فضاى وسيعى است كه در آن بنايى نباشد ؛ و يا به قولى ، به معناى صحن و حياط خانه است . عرصههاى مشهور عبارتند از دو عرصهء عقيق در مدينه . دانشگاه اسلامى ، قصر فرماندار مدينه ، چاه رومه يا چاه عثمان در اين دو عرصه واقع شدهاند . در حديث آمده است : « اگر نبود كثرت حشرات و خزندگان در عرصه ، اين محل جاى خوبى براى سكونت بود » . در حديث بخارى آمده است : پيامبر هرگاه بر قومى پيروز مىشد سه شب را در عرصه مىگذراند . مقصود از عرصه در اينجا صحن و حياط خانه است نه نام جايى خاص .
( 3 )
عرض :
( به كسر اول و سكون دوم ) ، به هر وادى و رودبارى كه در آن آب و درخت و دهكدهها باشد ، « عرض » مىگويند . و اعراض مدينه : دهكدههايى است كه در وادىهاى مدينه هستند ، يا جاهايى كه كشتزار و نخلستان دارند .
بكرى مىگويد : مردم مدينه به اين گونه جاها « عرض » مىگويند و مردم يمن « مخلاف » و عراقىها « طسوج » .
( 4 )
عرفات :
ياقوت مىگويد : عرفات مفردى است كه شكل جمع دارد . عرفه و عرفات ، هر دو ، نام يك مكان هستند و آن مشعر اقصى از مشاعر حج واقع در راه ميان مكه و طائف در بيست و سه كيلومترى شرق مكه است . عرفات صحراى وسيعى است كه از شرق و
هامش
( 1 ) . تاج العروس ، ج 12 ، ص 1656 مادهء « عرش » .