ذو الخلصه است و همواره در كنار « ثروق » و « وليّه » نام برده مىشود . اين هر سه ، در جنوب جزيرة العرب ميان سعودى و يمن شمالى قرار دارند . اعبل و عبلاء در لغت به معناى سنگ سفيد است . « الصخرة العبلاء » ؛ يعنى صخرهء سفيد .
( 1 )
عتر :
( به كسر اول و سكون دوم ) ، كوهى است در سمت قبلهء مدينه كه به آن « مستنذر اقصى » مىگويند .
( 2 )
عتوتا :
در « منتخب كنز العمال » آمده است قذاذ بن حدرجان ، از يمن ، از جايى كه به آن « عتوتا » مىگويند نزد پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد . چنين جايى را در معجم البلدان نيافتم . البته ياقوت از جايى به نام « عنّه » ياد كرده و گفته است : قريهاى است در يمن . بنابراين ، احتمال دارد كه « عتوتا » ، « عنونا » باشد كه تصحيفى است از « عنّه » .
( 3 )
عتيق :
در اينجا به معناى « معتوق » ( آزاد شده ) است و مراد بيت اللّه الحرام مىباشد . وجه تسميهء آن به عتيق آن است كه از قيد و سلطهء سلاطين و جباران آزاد شده است و هيچ جبّار و سلطانى نمىتواند مدّعى مالكيت اين خانه شود و يا به آن آسيب و گزندى برساند ؛ زيرا به كسى جز خداى تعالى نسبت داده نمىشود . خداوند در كتاب خود از اين خانه ، با وصف « عتيق » ياد كرده ، فرموده است :
. . . وَ لْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ
. « 1 »
( 4 )
عثّر :
( به فتح اول و تشديد دوم ) ، جايى است كه در آن ، شير ( حيوان ) زياد بوده و در قصيدهء كعب بن زهير ، كه در مدح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله سروده ، از آن نام برده شده است . بعضى گفتهاند : عثّر شهرى است در يمن .
( 5 )
عثعث :
كوهى است در مدينه كه به آن « سليع » ، مصغّر « سلع » مىگويند . عثعث در لغت به معناى تپهء ريگ و نرم است .
ثنيّه يا گردنهء عثعث ، منتسب به همين كوه مىباشد . خانههاى اسلم بن افصى ، از انصار ، بر روى اين كوه قرار داشت .
( 6 )
عثيانه :
( به كسر عين و سكون ثاء ) ، روايتى است در « عبابيد » واقع در راه هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله .
( 7 )
عجلز :
( به فتح اول و سكون دوم ) ، از نواحى ضريّه نام برده شده است . - « ضريّه » .
هامش
( 1 ) . حج : 29